السيد محمد حسين الطهراني

245

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

چه فاسق ، از جهت أمر تكوين و از جهت وجه ربّى ، و از جهت وجه الأمرى يگانه و متّحدانه ، بدون ادنى تغيير و تبديل و اختلافى مىباشند . همين موجوداتى كه از جهت أمر تشريع و اعتبار ، و از جهت وجه خلقى ، و از جهت اين سوى عالم ، همه داراى اختلاف ، و داراى تغيّر و تبدّل بوده ، و نه تنها اختلاف در اصول و فروع سازمان ، بلكه در جزئىترين مرحله از تشخّص خود داراى اختلاف بوده ؛ و در سبيلى غير از سبيل ديگر در حركت هستند . و سرّ اين مطلب آنست كه : خداوند واحد است ؛ و همهء موجودات ، مخلوقات وى هستند و بس . بنابراين خداوند در غايت و نهايت اختلافى كه آنها را به وجود آورده است - و گرنه اين گونه تكثّر نداشتند ، و بسيار نبودند مع‌ذلك همگى متّصل و مرتبط به او هستند . و از جهت مخلوقيّت يكسانند . همه ظهورات و تجليّات واحد او هستند . و تكرار در تجلّى محال است . همه از يك مبدأ سر رشته گرفته ، و در يك مسير در حركت ، و به سوى يك منتهى مىروند . چقدر عارف عاليقدر : شيخ محمود شبسترى ره اين مطلب عالى را خوب بيان فرموده است : تو آن واحد ، كه عين كثرت آمد * تو آن جمعى كه عين وحدت آمد در اين مشهد يكى شد جمع و أفراد * چو واحد سارى اندر عين أعداد كسى اين سر شناسد كو گذر كرد * ز جزوى سوى كلّى يك سفر كرد « 1 » يعنى اين ربط حادث به قديم ، و اين ربط خلائق را به خالق ، و اين وحدت ذات و صفات و أفعال را در كثرات ظهورات و مخلوقات ، كسى مىتواند دريابد كه : از طىّ سبلى ، به صراط مستقيم رسد ؛ و در آن نهج گام بردارد ؛ و از رؤيت كثرات جزئى ، چشم دوخته ، نظر به جمال محبوب واحد أحد فرد صمد اندازد . يعنى سفر از عالم جزئيّات ، به كليّات و بسائط و أنوار نمايد ؛ و نور مطلق

--> ( 1 ) گلشن راز طبع سنگى ، ص 29 .