السيد محمد حسين الطهراني

244

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

و براى او وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ « 1 » ( هيچ‌چيزى نيست مگر با حمد او تسبيح مىگويند . ) همچون آفتاب روشن مىشود وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ « 2 » ( و ليكن شما تسبيح آنها را نمىفهميد ) به صورت تفقهون و تعلمون و تبصرون و تشاهدون مبدّل مىشود . و اين آيه و نظاير آن از آيات قرآن كه چه بسيار است ؛ و چه نيكو و لطيف ، همچون آيهء شريفهء : [ تفسير آيهء : ما مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ] ما مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ . « 3 » ( هيچ جنبنده‌اى نيست مگر آنكه خداوند پيشانى او را گرفته است ، و حقّا پروردگار من بر صراط مستقيم است ) روشن و آشكارا مىشود . زيرا مراد از گرفتن پيشانى ، او را در راه و روش معيّن و مقدّر به حركت در آوردن است . و مراد از صراط مستقيم همان سنّت واحده الهيّه است كه بدون استثناء همه موجودات را در اين صراط آورده ؛ و بر آنها ، هيمنه دارد . اين گفتار حضرت هود است على نبيّنا و آله و عليه الصّلاة و السّلام به قومش پس از آنكه گفت : إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّي وَ رَبِّكُمْ . « 4 » ( من حقّا توكّل بر خدا كردم كه : او پروردگار من و پروردگار شماست ) . از اينجا معلوم مىشود حقيقت توكّل يعنى از حول و قوهء خود بيرون رفتن ، و خدا را وكيل و كفيل گرفتن ، عبارت از ورود در صراط مستقيم و مشاهدهء آنست كه حضرت حقّ زمام همه موجودات را بدست دارد ؛ و حتّى يك‌ذرّه نيست كه از اين حكم مستثنى باشد . همه و همه سر در مقام عبوديّت نهاده ، چه مؤمن و چه كافر ، چه عادل و

--> ( 1 و 2 ) - به ترتيب ، بعضى از آيهء 44 ، از سورهء 17 : إسراء مىباشند . ( 3 و 4 ) - به ترتيب ، بعضى از آيهء 56 : از سورهء 11 : هود مىباشند .