السيد محمد حسين الطهراني
24
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
و عرفاء بالله را كه جامع صفات رجا و بيم باشند ؛ جلا مىدهد ؛ و همچون نسيم بهارى كه بر روى گل بوزد ؛ قلوبشان را تر و تازه و شاداب و زنده مىنمايد . اين جمله در ضمن خطبهاى است كه با عنوان يعلم عجيج الوحوش فى الفلوات ، و معاصى العباد فى الخلوات و اختلاف النّينان فى البحار الغامرات « 1 » شروع مىشود ؛ و بعد شرح مشبعى در موعظه ، و أمر به تقوى ، و تعريف و تمجيد فراوان از إسلام ، و تحميد و تجليل سرشار از عظمت و مقام از پيغمبر اكرم محمّد صلّى الله عليه و آله و سلّم ، تا مىرسد به اينجا كه در توصيف قرآن كريم : كتابى كه بر رسول خدا نازل شده است مىفرمايد : ثمّ أنزل عليه الكتاب نورا لا تطفأ مصابيحه ؛ و سراجا لا يخبو توقّده ؛ و بحرا لا يدرك قعره ؛ و منهاجا لا يضلّ نهجه ؛ « 2 » و شعاعا لا يظلم ضوءه ؛ « 3 » و فرقانا لا يخمد برهانه ؛ و تبيانا لا تهدم أركانه ؛ و شفاء لا تخشى أسقامه ؛ و عزّ الا تهزم أنصاره ؛ و حقّا لا تخذل أعوانه ؛ فهو معدن الإيمان و بحبوحته ؛ و ينابيع العلم و بحوره ؛ و رياض العدل و غدربانه ؛ و أثافىّ الإسلام و بنيانه ؛ و أودية الحقّ و غيظانه ؛ و بحر لا ينزفه المستنزفون ؛ و عيون لا ينضبها الماتحون ؛ و مناهل لا يغيضها الواردون ؛ و منازل لا يضلّ نهجها المسافرون ؛ و أعلام لا يعمى عنها السّائرون ؛ و أكام لا يجوز عنها القاصدون . جعله الله ريّا لعطش العلماء ؛ و ربيعا لقلوب الفقهاء ؛ و مجاجّ لطرق
--> ( 1 ) يعنى خداوند متعال صداى غوغا و صيحهء حيوانات وحشى را در بيابانها مىداند ؛ و گناه بندگان را در خلوتگاهها مىداند ؛ و حركت يكايك از ماهيان و حيوانات دريائى را در قعر عميق اقيانوسها و درياهاى پهناور و گود و متلاطم مىداند . ( 2 و 3 ) - در نسخهء محمّد عبده يضلّ و يظلم با صيغهء معلوم از باب افعال ضبط شده بود ؛ ولى چون در نسخه و ضبط ملّا فتح الله كاشى ص 336 با صيغهء مجهول ثبت بود ؛ و آن از جهت معنى أنسب بود ، لهذا در كتاب و در ترجمهء آن بر آن اساس قرار گرفت .