السيد محمد حسين الطهراني

223

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

كار تمام مىشود ، حكايت مىنمايد ؛ معلوم مىشود : [ در صراط مستقيم ، شرك و ضلال و ظلم وجود ندارد ] إِنِّي كَفَرْتُ بِما أَشْرَكْتُمُونِ مِنْ قَبْلُ إِنَّ الظَّالِمِينَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ . « 1 » ( من به آنچه را كه شما مرا شريك براى خدا قرار داده‌ايد ، از زمان پيش كافر شده‌ام ! حقّا ظالمان داراى عذاب دردناكى مىباشند . ) همچنان‌كه ظلم را ضلالت مىشمارد در گفتار خداوند متعال : الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ . « 2 » ( كسانى كه ايمان آورده‌اند ، و ايمانشان را در زير پوشش ظلم مستتر و پنهان ننموده‌اند ؛ ايشانند كه امن و أمان مطلق از آن آنهاست . و ايشانند راه‌يافتگان . ) زيرا در اين آيه ، هدايت يافتن و امنيّت از ضلال ، و يا عذابى را كه نتيجهء ضلال است ؛ مترتّب بر از بين رفتن ظلم و پوشش ايمان به ظلم نموده است . و بالجمله ضلال و شرك و ظلم چيز واحدى مىباشند ؛ و از جهت مصداق و تحقّق خارجى تلازم دارند . و اينست مراد از گفتار ما كه مىگوئيم : هريك از اينها را مىتوان با ديگرى تعريف نمود ؛ يا اينكه هريك از اينها ديگرى هستند . زيرا مراد ما اتّحاد در مصداق است ؛ نه در مفهوم . چون اين مطالب بيان شد ، معلوم مىشود كه : صراط مستقيم كه صراط غير ضالّين است ، صراطى است كه در آن هيچ‌گونه شركى و يا ظلمى يافت نگردد ؛ همان‌طوركه هيچ‌گونه ضلالتى يافت نشود . نه در باطن دل و انديشه ، از كفر ، و يا خاطره‌اى كه خداوند سبحان را ناپسند آيد ؛ و نه در ظاهر جوارح و أعضاء بدن آدمى از فعل معصيت ، و يا قصورى در اطاعت . و اينست حقيقت توحيدى علمى و عملى .

--> ( 1 ) آيهء 22 ، از سورهء 14 : ابراهيم . ( 2 ) آيهء 82 ، از سورهء 6 : أنعام .