السيد محمد حسين الطهراني
216
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
و نورى از دهان قتادة بن نعمان خارج شد كه مانند تابش ستاره زهره و مشترى بود . و نورى از دهان عبد الله بن رواحة خارج شد كه مانند شعاع ماه ، در شب تاريك درخشان بود . و نورى از دهان زيد بن حارثة ساطع شد كه از خورشيد طالع ، رخشانتر بود . اين أنوار از چهار جانب لشكر چنان لشكرگاه را روشن نمودند ، بهطورىكه از روز - آن هم در وسط روز - روشنتر شد . و دشمنان ما در ظلمت شديد بودند . ما آنها را مىديديم ؛ و ايشان ما را نمىديدند . زيد بن حارثه كه سمت رياست سپاه را به عهده داشت ؛ ما را در ميان دشمنان پخش كرد ؛ و ما گرداگرد آنان درآمده و محاصره نموديم . ما آنها را مىديديم ؛ بدون آنكه آنها ببينند . ما همگى داراى چشم و بينائى بوديم ، و آنان كوران در تاريكى . شمشيرهاى برهنه را در ميانشان نهاديم ، يك عدّه كشته ، جمعى مجروح ، و گروهى أسير شدند . و سپس در شهرشان داخل شديم . ذرارى ، و عيالات ، و أثاث و اموالشان را مأخوذ داشتيم . و اينست عيالاتشان ! و فزرندانشان ! و اينست اموالشان ! و اى رسول خدا ! ما رأينا أعجب من تلك الأنوار من أفواه هؤلاء القوم الّتي عادت ظلمة على أعدائنا حتّى مكّنا منهم ! الحديث « 1 » ( ما شگفت انگيزتر از نورهائى كه از دهانهاى اين چهار نفر ساطع شد ؛ نديدهايم كه موجب تاريكى بر دشمنانمان شد ؛ تا بدينوسيله توانستيم دست در
--> ( 1 ) تفسير حضرت عسكرى عليه السلام ، مطبوع در هامش تفسير علىّ بن ابراهيم در قطعهء رحلى ، طبع سنگى ، ص 249 و ص 250 . و تمام اين خبر را مرحوم محدّث نورى ، ترجمه نموده ، و در آخر كتاب كلمهء طيّبهء خود درج نموده است .