السيد محمد حسين الطهراني

202

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

اولياى آنها طاغوت مىباشند كه : آنها را از عالم نور خارج كرده ، و به سوى عالم ظلمات وارد مىكنند ) . در اينجا به شرك ، و كفر ، و فسق ، و وثنيّت ، و ثنويّت ، و هر گونه بت‌پرستى ، نسبت ظلمات را داده است ؛ و به عالم توحيد نسبت نور را . و بر همين أساس اينجا و هر جاى از قرآن كه ظلمت را آورده است ، با صيغهء جمع آورده است ؛ چون ظلمات كه ناشى از شرك و كفر است ، مثار كثرت است ؛ به خلاف توحيد كه نور است ؛ و نور واحد است . فلهذا نور را هميشه با صيغهء واحد آورده ؛ و كلمهء أنوار را استعمال ننموده است ؛ زيرا كه نور مثار وحدت است . وَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا صُمٌّ وَ بُكْمٌ فِي الظُّلُماتِ مَنْ يَشَأِ اللَّهُ يُضْلِلْهُ وَ مَنْ يَشَأْ يَجْعَلْهُ عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ . « 1 » ( و كسانى كه آيات ما را تكذيب مىنمايند ؛ كرانند و لالانند ، كه در ظلمات به سر مىبرند ؛ كسى را كه خدا بخواهد ، او را گمراه مىكند ؛ و كسى را كه بخواهد ، او را در صراط مستقيم قرار مىدهد . ) در اينجا اين أفراد تكذيب‌كننده را حقيقتا كر و لال شمرده ؛ همچنان‌كه در برخى از آيات دگر حقيقتا كور دانسته است . و علاوه در ظلمات و تاريكى قرار داده است . أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها كَذلِكَ زُيِّنَ لِلْكافِرِينَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ . « 2 » ( و آيا آن‌كس كه مرده بود ؛ و ما به او حيات بخشيديم ؛ و براى وى نورى قرار داديم كه : با آن در ميان مردم راه مىرود ؛ مانند آن‌كس است كه در تاريكىها و ظلمات است ؛ و أصلا از آن خارج نيست ؟ اين‌طور براى كافرين

--> ( 1 ) آيهء 39 ، از سورهء 6 : أنعام . ( 2 ) آيهء 122 ، از سورهء 6 : أنعام .