السيد محمد حسين الطهراني
143
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
در اين حال ساكت شد ، و گريه بسيارى كرد ؛ و سپس شاد و شاداب شد ، و خنديد . گفتم : أحسنت ! آفرين ! من حقير فقير وامانده هستم . انتظار دعاى شما را دارم ! شروع كرد به خواندن اين أبيات : مو از قالوا بلى تشويق ديرم * گنه از برگ و بارون بيش ديرم اگر لا تقنطوا دستم نگيره * مو از يا ويلتا انديش ديرم * * * بوره سوته دلان تا ما بناليم * ز دست يار بىپروا بناليم بشيم با بلبل شيدا به گلشن * اگر بلبل نناله ما بناليم * * * بوره سوته دلان گردهم هم آئيم * سخن واهم كريم غم و انمائيم ترازو آوريم غمها بسنجيم * هر آن غمگين تريم سنگينتر آئيم گفت : الحمد لله راهت خوب است . سيّد ! سر به سر ما مگذار ! من بيچاره واماندهام ؛ تو هم بارى روى كول ما مىگذارى ؟ ! آنگاه گفت : يك روز من در همين أنبار آمدم ؛ كتاب بخرم ؛ علّامهء دهخدا « 1 » هم آمده بود ، قدرى با هم صحبت كرديم ؛ من به او گفتم : إنصافا شما زحمت كشيدهايد ! حقيقتا رنج بردهايد ؛ ولى تصوّر مكنيد مطلب با اينها تمام مىشود . حيف اگر عمر در راههاى ديگر صرف مىشد ؛ چه بهرهها بود ؟ چه خبرها بود ؟ اينك بياور ببينم تا چه دارى ؟ ! بيا تا ببينم در دستت چيست ؟ ! ته كه ناخواندهاى علم سماوات * ته كه نابردهاى ره در خرابات
--> ( 1 ) علّامهء قزوينى على اكبر دخو صاحب تأليف لغتنامهء معروف به لغتنامهء دهخدا ، چون قزوينىها به رئيس ده و كدخدا ، دخوه مىگويند لذا او به دخو امضاء مىكرده است ولى لغتنامهاش به نام دهخدا انتشار يافته است .