السيد محمد حسين الطهراني

138

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

است ؛ و من يكايك از شما را به آنچه در دنيا انجام داده‌ايد ، متنبّه و آگاه مىسازم ! ) وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ حُسْناً وَ إِنْ جاهَداكَ لِتُشْرِكَ بِي ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ . « 1 » ( و ما به إنسان دربارهء پدر و مادرش سفارش كرديم كه : به نيكى و خوبى عمل نمايد ؛ و اگر پدر و مادرت ، به زور و جبر خواستند تو را وادار كنند تا به من شرك بياورى ؛ و بدون علم و اطّلاع كوركورانه غير مرا با من در امور شريك قرار دهى ؛ از ايشان اطاعت مكن ! بازگشت شما به نزد من است ؛ و من شما را از آنچه در دنيا انجام داده‌ايد ، آگاه مىكنم ) در صدر إسلام كه جوانان يهودى و يا مسيحى به مدينه مىآمدند ، و مسلمان مىشدند ؛ چون به شهر و ديار خود برمىگشتند ، آن‌قدر رفتارشان با پدر و مادر خارج از مذهب خود بهتر مىشد كه : آنها را به تعجّب مىافكند . آنها مىگفتند : ما گمان مىكرديم كه : اينك كه به دين محمّد درآمدى ؛ ما را يكسره رها مىكنى ! و بىأرج و بدون مقدار مىپندارى ! و حالا مشاهده مىنمائيم كه : مهرت بيشتر و محبّتت افزون‌تر شده ، و بيشتر در حوائج ما ساعى و كوشا هستى ؛ و زيادتر بما رسيدگى مىنمائى ، و در انجام حوائج ما خود را وقف كرده‌اى ! آنها در پاسخ مىگفتند : اين طرز رفتار ، دستور دين إسلام است . پدر و مادر نيز به مدينه مىآمدند ؛ و مسلمان مىشدند ؛ و قبيله و طائفهء آنها نيز اسلام مىآوردند . در اصول كافى با سند متّصل خود از ابو ولّاد حنّاط روايت مىكند كه قال : سألت أبا عبد الله عليه السّلام از تفسير گفتار خداوند عزّ و جل : وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً * ( و به پدر و مادر إحسان نمايند . ) مراد از اين احسان چيست ؟ !

--> ( 1 ) آيهء 8 ، از سورهء 29 : عنكبوت .