السيد محمد حسين الطهراني
134
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
إعزاز و احترام ، و دعا و طلب غفران آنها را به خاك بسپارند ؛ و چند صباحى ديگر زيست نموده ؛ تا خودشان پدر و مادر شوند ؛ و پير و فرتوت گردند ؛ و همان معاملهاى را كه با پدر و مادر كرده ؛ دربارهء ايشان نيز بنمايند . بكاشتند و بخورديم و كاريم و خورند * چو نيك بنگرى همه برزيگران يكدگريم أمّا فرهنگ ضالّه ، و تمدّن غرب و شرقى ، كه براى إنسان شخصيتى و اصالتى قائل نيست ؛ و فقطّ إنسان را وسيلهء كار مىداند ؛ و أبزار و آلات حصول مقاصد مادّى ، و درآمد اقتصادى قرار مىدهد ؛ تا هنگامى كه از پدر و مادر كارى ساخته است ، و منفعت مادّى تراوش مىكند ، براى آنها در اجتماع منزلتى قائلاند ، ولى همينكه از كار افتادند ، و مريض شدند ، و يا در أثر ضعف پيرى و فتور و سستى ناشى از كهولت و دوران شيخوخيّت نتوانستند بهرهاى بدهند ؛ و نتوانستند خودبخود كارهاى شخصى خود را انجام دهند . در اينجا در جامعه ، و در نزد قانون ، و در نزد عرف و مردم قيمتى ندارند ؛ و بطور كلّى فاقد الاعتبار و مسلوب المقدار مىشوند . فرزندان با بيمارستان خاصّى زد و بند نموده ، و چشمان و كليهء آنها را پيشفروش نمودهاند ؛ تا در حال جان كندن چشمها را با كارد و چاقو بيرون كشند ، شكمش را دريده ، كليه و قلب را بيرون آورند ؛ و بدن مثله شده ، و پارهشدهء او را حكومت وقت ، آن هم نه خود آنها دفن كنند . پدر و مادر تا جوان هستند و قابل دوشيدن ، از آنها مىدوشند . و چون پير و افتاده شدند ؛ عضو زائد و سربار مجتمع محسوب مىشوند . در اين حال خواهى نخواهى ، طوعا اوكرها آنها را به محلّ خاصّى ، دور از اجتماع كه حكم زندانى وسيع ، و يا بيمارستان أبدى را دارد ، در ميان شهر و گورستان ، كه به نام پانسيون بزرگسالان ، و يا آسايشگاه پيرسالان و سالمندان نام نهادهاند ، مىبرند . نه انسى ، و نه انيسى ، و نه يارى ، و نه ديارى ، تنها و تنها بايد بمانند ؛ تا بميرند . آخر اين پدر و مادر عمرى را براى فرزند خود تباه كرده ، و هستى ، و دارائى ، و