السيد محمد حسين الطهراني

135

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

حيات خود را دربارهء او مصرف كرده‌اند . ولى اينك كه پير شده‌اند ؛ و قدرت بر انجام حوائج خود را ندارند ؛ هم پسر خسته شده ؛ و از آن بدتر عروس خانم اجازه ماندن در منزل نمىدهد ؛ و آنان را موجودات ميكربى مىداند ؛ و أمر مىكند كه آنها را فعلا در اطاق نوكر و كلفت در منزل جاى دهند ؛ و سپس از خارج بيرون انداخته ، و به محلّ پيرسالان انتقال دهند . پسر هم عبد و عبيد عروس شده ؛ و فكر و ارادهء او را در امور زندگى بواسطهء انغمار در شهوات و عشق به جمال ظاهرى مقدّم مىدارد ؛ و هرچه او اشاره كند ، با كمال جديّت و سرعت به كار مىبندد ؛ و با دل و جان مىپذيرد ؛ از تو به يك اشارت ، از ما به سر دويدن ! عشق‌هائى كز پى رنگى بود * عشق نبود عاقبت ننگى بود پسر اختيار امور منزلى ، بلكه اختيار امور شخصى و خارجى خود را بدست او داده است ؛ و او هم فعّال لما يشاء ؛ و حاكم لما يريد ، هرجا مىبرد ، و هرجا مىكشد . و معلوم است كه چون رياست ، و اختيار ، و صاحب اختيارى به دست زنان افتد ؛ آنها مردها را بچه راه مىبرند ؟ و ضربهء قطعى به اجتماع سالم و سلام از كجا مىرسد ؟ ! [ قياس تعليمات قرآن با تمدّن بىمايهء شرق و غرب ناشى از كفر ] اينجاست كه اين آيهء مباركهء درخشان قرآن ، سر از افق غيب ، و پردهء پنهان بدر مىآورد و فرياد مىزند : الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ فَالصَّالِحاتُ قانِتاتٌ حافِظاتٌ لِلْغَيْبِ بِما حَفِظَ اللَّهُ . « 1 » ( مردان را بر زنان تسلّط و حقّ نگهبانى است ، بواسطهء فضيلتى كه خدا بعضى را بر بعضى داده است ؛ و بواسطهء مخارج زندگى و نفقه‌اى را كه مردان به آنها مىدهند . پس زنان صالحه كسانى هستند كه در حضور شوهران مطيع آنها

--> ( 1 ) نيمهء أوّل از آيهء 34 ، از سورهء 4 : نساء .