السيد محمد حسين الطهراني

117

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

پس بشر داراى اختيار فطرى است . و اين اختيار در سرشت او عجين و خمير شده است . و راه سعادت و شقاوت از اينجا سرچشمه مىگيرد و انسان شكور و يا كفور مىگردد . إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً . « 1 » ( ما راه هدايت را به إنسان ارائه داديم ؛ او يا سپاسگزار است ؛ و يا كفران نعمت‌كننده ) [ قرآن براى مؤمنان شفاست ، و براى ظالمان خسارت است و زيان ] و از اين عجيب‌تر آنكه : قرآن براى ستمگران نه تنها كتاب شفا و رحمت نيست ؛ بلكه كتاب خسارت و ضرر است ؛ و موجب تجرّى و ازدياد سركشى آنها مىشود . فلهذا سريع‌تر آنان را به جهنّم مىكشاند . وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَساراً . « 2 » ( و ما از قرآن چيزهائى را نازل مىكنيم كه آنها براى مؤمنان شفا و رحمت است ؛ و أمّا براى ستمگران نيست ، مگر و بال و خسران . ) الم ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ . « 3 » ( الم اى پيامبر ! آنست كتاب منزل آسمانى كه در آن شكّى و ريبى نيست ؛ و كتاب هدايت است براى پرهيزكاران . ) مهمّ بودن اين مطلب ازاينجهت است كه : كتابى كه براى جميع أفراد بشر تا روز قيامت فرستاده شده است ؛ چگونه إمكان دارد نسبت به بعضى موجب رحمت ؛ و نسبت به بعضى موجب نقمت شود ؟ ! با مطالعهء در خود آيات قرآن كه قرآن خود را معرّفى مىنمايد ؛ اين معنى روشن مىشود . و آن اينست كه : قرآن كتاب تشريفاتى و مجازى و بر اساس ساخت قوّهء پندار ، و واهمه نيست كه : بخواهد تمام صفوف و طبقات را بهر شكل و بهر عنوان بپذيرد ؛ و بر عمل آنها صحّه

--> ( 1 ) آيهء 3 ، از سورهء 76 : دهر . ( 2 ) آيهء 82 ، از سورهء 17 : إسراء . ( 3 ) آيهء 1 ، از سورهء 2 : بقرة .