السيد محمد حسين الطهراني
101
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
و استنّوا بسنّته فإنّها أهدى السّنن ! و تعلّموا القرآن فإنّه أحسن الحديث ؛ و تفقّهوا فيه فإنّه ربيع القلوب ؛ و استشفوا بنوره فإنّه شفاء الصّدور و أحسنوا تلاوته فإنّه أحسن القصص ! فإنّ العالم العامل به غير علمه كالجاهل الحائر الّذى لا يستفيق من جهله . بل الحجّة عليه أعظم و الحسرة له الزم ، و هو عند الله ألوم . « 1 » ( جارى و سارى شويد در ذكر خدا و ياد او ؛ زيرا كه ياد خدا بهترين يادها و ذكرهاست ! و رغبت نمائيد در آنچه را كه خداوند به متّقيان ، و پرهيزگاران وعده داده است ؛ زيرا كه وعدهء او راستترين وعدههاست . و به سيره و روش و منهاج پيغمبرتان تأسى جوئيد ! زيرا كه آن سيره و منهاج بافضيلتترين و شايستهترين سيرههاست ! و به سنّت او تمسّك كنيد ؛ و طبق آن عمل كنيد ! چون آن سنّت راهوارتر و راه برندهترين سنّتهاست ! و قرآن را فرا گيريد ! زيرا كه آن نيكوترين گفتارهاست ! و در آن فكر و تأمّل نموده ، با درايت و فقه آن را دريابيد ! چون قرآن بهار دلهاست ، و به نور آن شفا طلبيد ! زيرا كه آن شفاى دردهاى سينههاست ؛ و تلاوت آن را نيكو انجام دهيد ! زيرا كه آن نيكوترين داستانهاست . حقّا و حقيقتا عالمى كه به علمش عمل نكند ؛ مانند جاهل متحيّر سرگردانى است كه هيچگاه از جهلش بهبود نيابد ؛ و افاقهاى پيدا ننمايد . بلكه حجّت خداوندى بر او بزرگتر است ؛ حسرت او پايدارتر و ثابتتر ؛ و او در نزد پروردگار بيشتر مورد ملامت و سرزنش و مؤاخذه و عتاب قرار مىگيرد . ) در اين خطبه تصريح دارد كه : و استشفوا بنوره ( با نور قرآن شفا بخواهيد ! ) و يك جا مىگويد : و عليكم بكتاب الله فإنّه الحبل المتين ؛ و النّور المبين ؛ و الشّفاء النّافع و الرّىّ النّافع ؛ و العصمة للمتمسّك ؛ و النّجاة للمتعلّق .
--> ( 1 ) خطبهء 108 ، از نهج البلاغه و از طبع مصر با تعليقه عبده ، ج 1 ، ص 216 .