السيد محمد حسين الطهراني

102

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

لا يعرج فيقام ؛ و لا يزيغ فيستعتب ؛ و لا تخلقه كثره الرّدّ و ولوج السّمع . من قال به صدق ؛ و من عمل به سبق . « 1 » ( و بر شما باد به فراگيرى و تمسّك به كتاب خدا ؛ چون آن ريسمانى است متين و استوار ؛ و نورى است آشكار ؛ و شفاى نافع أمراض است ؛ و سيرابى كامل عطش تشنگان ؛ و مصونيّت و پاسدار است براى كسى كه بدان چنگ زند ؛ و نجات و رهائى است براى كسى كه خود را بدان بياويزد ؛ هيچ‌گاه كژى بر او رخ نمىدهد ؛ تا او را راست كنند ؛ و ميل از حقّ به باطل ، و گرايش به أوهام براى او پيدا نمىشود ؛ تا او را برگردانند ؛ و كثرت خواندن ، و به گوش خوردن آيات آن در مرور دهور او را كهنه نمىنمايد ( بلكه پيوسته نو و جديد و تازه است ؛ و هر چه مردم آن را بيشتر بخوانند ؛ و بشنوند ؛ مع‌هذا تازه و با طراوت و دلپسند است ) . كسى كه گفتارش بر أساس قرآن باشد ، راست گفته است ؛ و كسى كه كردارش بر آن نهج باشد ، از همگان و از همگنان پيش افتاده ؛ و گوى سبقت را ربوده است . و يك جا مىگويد : أرسله على حين فترة من الرّسل ؛ و طول هجعة من الامم ؛ و انتقاض من المبرم . فجاءهم بتصديق الّذى بين يديه ؛ و النّور المقتدى به . ذلك القرآن فاستنطقوه و لن ينطق . و لكن اخبركم عنه . ألا إنّ فيه علم ما يأتى ؛ و الحديث عن الماضى ، و دواء دائكم ؛ و نظم ما بينكم . « 2 » ( خداوند پيغمبر را فرستاد ، در وقتى كه بين آمدن پيامبران فاصله افتاده بود ؛ و خواب سنگين امّت‌ها و غفلت آنها به طول انجاميده بود ؛ و أحكام الهيّهء مرسله توسّط پيامبران كه محكم و استوار بود ؛ بواسطهء شكستن مردمان در أثر مخالفت‌ها و معصيت‌ها به شكست و پارگى مبدّل گرديده بود . در اين هنگام

--> ( 1 ) خطبهء 154 ، از نهج البلاغه ، ج 1 ص 284 . ( 2 ) خطبهء 156 ، از نهج البلاغه ج 1 ، ص 288 و ص 289 .