السيد محمد حسين الطهراني

9

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى)

مى نويسند آمده است كه : جهاد واجب است با إمام عادل ؛ بنابراين ، كسى كه براى نگهدارى مال و مسكن خودش و براى نگهدارى جان خود جهاد و مقاتله كند و كشته شود ، اين فرد شهيد است . و ليكن حلال نيست كشتن يكى از كفّار در دار تقيّه مگر اينكه آن كافر ، قاتل يا متعدّى و متجاوز باشد . دار تقيّه داريست كه حاكمى جائر بر آن مسلّط شده و أوامر و نواهى زير فرمان اوست ؛ و در اين صورت إنسان بايد خونها را حفظ كند . تقيّه يعنى حفظ كردن : ( وَقَى يَقى وِقايَةً و وَقّيًا و واقيَةً و وَقَّى ) فُلانًا : صانَهُ وَ سَتَرَهُ عَنِ الاذَى . ( تَقَى يَتْقى تُقًى و تِقآءً و تَقيَّةً ) بِمَعْنِى اتَّقَى . ( اتَّقَى اتِّقآءً وَ تَوَقَّى تَوَقِّيًا ) فُلانًا : حَذَرَهُ وَ خافَهُ ؛ تَجَنَّبَهُ . از او حذر كرد ؛ خودش را حفظ كرد . دار تقيّه يعنى آن خانه‌اى كه إنسان در آنجا بايد مواظب باشد و خودش را از شرّ دشمن حفظ كند . در وقتى كه إمام عادل بر سر كار است تقيّه نيست و هر خونى كه بدستور او ريخته شود ، اين خون بجا ريخته شده است و لو اينكه حكم كند همهء كفّار را بكشيد . آنجا جاى تقيّه ، يعنى جاى حفظ خون نيست ؛ و اگر كسى خلاف قول او رفتار كند گناه كرده است . و أمّا اگر حاكم جائرى بر سر كار است كه أوامرش بر أساس حقّ نيست ، و چه بسا أوامر او خلاف باشد ، و غالباً هم خلاف است ( و اصولًا أصل وجود حاكم جائر خلاف است ) بنابراين ، آن خونهائى كه ريخته شود به ناحقّ است و لو از كفّار و مشركين باشد . ريختن خون كفّار و مشركين جائى صحيح است كه به نظر حاكم عادل باشد ؛ اگر حاكم ، جائر باشد إنسان حقّ كشتن كفّار را هم ندارد ؛ اين را مىگويند : دار تقيّه ، يعنى خانه‌اى كه بايد در آن خونها حفظ شود . حضرت به مأمون ميفرمايد : كشتن هيچيك از كفّار در دار تقيّه حلال نيست مگر آن كافرى كه فردى را كشته باشد و قصاصاً او را بكشند ؛ و يا به مرد مسلمانى تعدّى كند كه در اين صورت او را مىكشند . وَ ذَلِكَ إذَا لَمْ تَحْذَرْ عَلَى نَفْسِكَ ، البته جواز قتل كفّار در جائيست كه از آنها بر نفس خود خائف نباشى ، و