السيد محمد حسين الطهراني

31

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى)

مأمونند . و اينها أفرادى هستند كه حضرت در اينجا مىفرمايند : مَجَارِىَ الامُورِ وَ الاحْكَامِ عَلَى أَيْدِى الْعُلَمَآء بِاللَهِ ، الامَنَآء عَلَى حَلالِهِ وَ حَرَامِه . نه هر كسى كه چند روزى برود درس بخواند و چند صفحه‌اى هم از كتب ، بدون فهم و درايت و بدون رعايت حفظ كند ؛ و بدون توحيد و معرفت إلهىّ و بدون ورود در مقام عرفان إلهىّ ، اينها را ياد بگيرد ؛ بعد هم بيايد و بر كرسى تدريس بنشيند و براى مردم عوامى كه همهء آنها نابينا و كورند ، فتوَى بدهد و أمر و نهى كند ؛ و با آنچه در ذهن خود حفظ كرده است ، آنها را مخاطب قرار دهد ، و نفهمد كه چه مىگويد ؛ و آن أفراد بيچاره‌اى هم كه در تحت تعليم او واقعند ، نمىفهمند كه اين شخص آنان را به كجا مىكشاند ! وَ أَضَلُّوا كَثِيراً وَ ضَلُّوا عَنْ سَواءِ السَّبِيلِ « 1 » ( ضَلُّوا وَ أَضَلُّوا ) هم خودش گمراه است و هم تمام أفرادى را كه بدنبال او مىروند ، گمراه مىكند . اينها أفرادى نيستند كه حضرت در موردشان بفرمايد : مَجَارِىَ الامُورِ وَ الاحْكَامِ عَلَى أَيْدِى الْعُلَمَآء باللَهِ . بلكه اينها أفرادى هستند كه أساساً فقيه نيستند ؛ اينها متسمّىِ به فقه هستند و بر خود نام فقيه نهاده‌اند و در مَسند حكم نشسته‌اند ، در حالتى كه مقصد أقصاى اينها دنياست . مقصد أقصاى اينها همين تدريس و تدرّس و رياست و حكومت ، و بر رِقاب مردم سوار شدن و نام و آوازهء خود را در ميان مردم گسترش دادن است ؛ و هدف آنها به همينجا خاتمه پيدا مىكند . فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّى عَنْ ذِكْرِنا وَ لَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَياةَ الدُّنْيا * ذلِكَ مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اهْتَدى « 2 » عجيب آيه‌اى است ! نهايت بلوغ آنها از إدراك و فهم ، منحصر به حيات

--> ( 1 ) ذيل آيه 77 ، از سوره 5 : المآئدة ( 2 ) آيات 29 و 30 ، از سوره 53 : النّجم