السيد محمد حسين الطهراني
32
ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى)
دنياست و از آن تجاوز نمىكنند ؛ و از شهوات و حبّ جاه و حبّ رياست نمىگذرند . مَبْلَغ ؛ يعنى محلّ بلوغِ فكر آنها به همينجا منتهى شده است ؛ از اينجا ديگر نمىتوانند تجاوز كنند . حقّاً پروردگار تو داناتر است به آن كسانى كه از راه او منحرف و گمراه گشته ، و به آن كسانى كه راه را پيدا كرده و هدايت يافتهاند . يعنى اين أفراد ، أفراد گمراهى هستند و راه را گم كردهاند . كلام استاد ، آية الله شيخ حسين حلّىّ ، پيرامون حديث مزبور قالَ شَيْخُنا الاسْتاذُ الْمُحَقِّقُ الْمُدَقِّقُ ، الْعَلامَةُ الْفَهّامَةُ ، الشَّيْخُ الْحُسَيْنُ الْحِلِّىُّ ، تَغَمَّدَهُ اللَهُ بِرَحْمَتِهِ فى مَجْلِسِ الدَّرْسِ عِنْدَ بَحْثِهِ عَنْ وِلايَةِ الْفَقيه : « استاد بزرگ ما در نجف ، در بحث از ولايت فقيه به اين روايت شريفه كه رسيدند ، در ضمن مطالبى كه بيان داشتند فرمودند » : قالَ بَعْضُ الْعُلَمآء : مراد از علماء بالله در اين روايت ، قومى هستند از أهل معرفت كه دنيا را از دلهاى خود كندهاند و از وَساوِس شيطان و نفس أمّاره مصون شدهاند . چرا ؟ براى اينكه كارهاى خود را براى خداوند عزّ و جلّ خالص كرده و إخلاص در عمل داشتهاند ، و أمر را به خدا سپردهاند . كَما قالَ مَوْلانا وَ إمامُنا أميرُالْمُؤْمِنينَ سَلامُ اللَهِ عَلَيْهِ فى خُطْبَتِهِ : وَ مَا بَرِحَ لِلَّهِ عَزَّتْ ءَالآؤُهُ فِى الْبُرْهَةِ بَعْدَ الْبُرْهَةِ وَ فِى أَزْمَانِ الْفَتَرَاتِ عِبَادٌ نَاجَاهُمْ فِى فِكْرِهِمْ وَ كَلَّمَهُمْ فِى ذَاتِ عُقُولِهِمْ فَاسْتَصْبَحُوا بِنُورِ يَقَظَةٍ فِى الاسْمَاعِ وَ الأبْصَارِ وَ الافْئِدَة « 1 » . . و اين خطبهء بسيار مفصّل و عجيبى است كه مرحوم شيخ تَغمَّدهُ اللهُ بِرَحمَته ، آن را در درس ، از أوّل تا به آخر براى ما بيان نمودند و بعد فرمودند : فَهَؤُلآء هُمُ الْعُلَمَآءُ بِاللَهِ حَقًّا . علماء بالله حقّاً اين أفراد هستند كه حضرت بيان فرمودهاند . سپس ايشان فرمود : اين مقام ، مقام رفيع و شأن جليلى مىباشد كه
--> ( 1 ) : خطبه 220 ، باب خُطَب از « نهج البلاغهء » ؛ و از طبع مصر با تعليقه شيخ محمّد عبده ، ج 1 ، ص 446 تا ص 448