السيد محمد حسين الطهراني

10

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى)

تا اينكه مىفرمايد : وَ عَلَى الثّانى ، يَكونُ الْحافِظونَ وَ الْمودِعونَ ، الائِمَّةَ عَلَيْهِمُ السَّلامُ ؛ وَ عَلَى الاوَّلِ ، يُحْتَمَلُ أنْ يَكونَ الْمُرادُ شيعَتَهُمُ الْحافِظينَ لِادْيانِهِمْ فى غَيْبَتِهِمْ « 1 » مرحوم مجلسىّ رضوان الله عليه مىفرمايد : چون تا هنگاميكه نوع إنسان موجود است ، سلسله علم و عرفان منقطع نيست ، بلكه چاره‌اى نيست از اينكه در هر زمان براى حفظ دين يك إمام بوده باشد ؛ لذا در اين روايت أمير المؤمنين عليه السّلام كلام خود را با گفتار ديگرش بطور استدراك و استثناء پيوند ميدهد كه : اللَهُمَّ بَلَى ! - در نهج البلاغهء - : لَا تَخْلُو الارْضُ مِنْ قَآئِمٍ لِلَّهِ بِحُجَجِهِ - و در « تحف العقول » بِحُجَّتِهِ دارد ، و رُوَاةُ كِتَابِهِ را هم إضافه نموده است - لِئَلا تَبْطُلَ حُجَجُ اللَهِ وَ بَيِّنَاتُهُ و رُوَاةُ كِتَابِهِ . بعد مجلسى مىفرمايد : إمام مشهور مثل : أمير المؤمنين عليه السّلام است ؛ و خائف مغمور مانند : حضرت قائم ( عَجَّلَ اللَهُ تَعالَى فَرَجَهُ الشَّريف ) در زمان ما ، و نيز مانند باقى أئمّه كه آنها هم در زمان خودشان مستور بودند ، يا به جهت خوف يا تقيّه ، يا اينكه در زندان بوده و مبسوطُ اليَد نبودند . آنها هم جزء خائف مَغمُورند . احتمال ديگر اين است كه بگوئيم : بقيّه أئمّه طاهرين همه ظاهر مشهور هستند ؛ زيرا هر إمامى كه در اين عالم حيات داشته است ( خواه در زندان بوده يا در تقيّه بوده باشد ) و با مردم إمكان ملاقات داشته ، ظاهر مشهور است . بنابراين ، خائِف مغمور اختصاص به حضرت قائِم پيدا مىكند . پس اگر ظاهر مشهور اختصاص به أمير المؤمنين عليه السّلام داشته باشد و بقيّه أئمّه عليهم السّلام خائِف مغمور باشند ، آنوقت نگهدارنده دين در غياب

--> ( 1 ) « بحار الانوار » طبع كمپانى ، ج 1 ، ص 61 ؛ و طبع حروفى آخوندى ، ج 1 ، صفحه 193 ، حديث 7