الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
مقدمة 8
الغدير ( فارسي )
ينتهى الى صاحبها « 1 » . و نيز وقتى از همين امام عزيز مىپرسند چرا امامت در صلب حسين است نه حسن ؟ مىفرمايد : « ان الامامة خلافة اللَّه عزّ و جل ، ليس لاحد أن يقول لم جعلها اللَّه فى صلب الحسين ، دون صلب الحسن » « 2 » . عجبا كه دائرهء تعيين امام از اين نيز تنگتر مىشود و از مرز اختيارات پيغمبر هم مىگذرد و « رسول » فقط « مأمور تبليغ » مىگردد نه « مسؤول تعيين » . در آيهء شريفهء « تبليغ ولايت » دقت كنيد تا راز مطلب را دريابيد : خطاب * ( « يا أَيُّهَا الرَّسُولُ » ) * و امر « بلغ » و تعبير از ولايت به * ( « ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ » ) * به خوبى نشان مىدهد كه « پيغمبر ( ص ) » رسانندهء « فرمانى » فرود آمده از سوى خداست و اين فرمان مكمّل دين و تبليغش به پايان بردن رسالت است . به همين جهت وقتى آيه نازل مىگردد مىفرمايد : « انخوا ناقتى فواللَّه ما ابرح من هذا المكان حتّى ابلَّغ رسالة ربّى » « 3 » . همهء اين تعبيرات ، حكايت از اين دارد كه امامت ، امرى الهى و واگذار به حق و در اختيار خداست . و با جهات ظاهرى و مسائل صورى ارتباطى ندارد . و به « جدّ و جهد » و « درخواست و طلب » و « انتصاب » و « اكتساب » ، « مصلحت بينى » و « جهتيابى » و « بيعت » و « اجماع » و « مشورت » و « شورى » ، « قهر » و « استيلاء »
--> ( 1 ) شما مىپنداريد كه اين امر امامت واگذار به يكى از ما است كه به هر كس بخواهيم بدهيم ؟ به خدا سوگند ! كه آن پيمانى خدائى است كه بر رسول فرود آمد و به مردانى كه نام يك يك آنان برده شده واگذار است تا به صاحبش برسد . بحار جلد 25 صفحهء 23 ( 2 ) امامت نمايندگى خداى - عز و جل - است و كس را نرسد كه بگويد چرا خداوند آن را در پشت حسين ( ع ) - نه حسن ( ع ) قرار داد ؟ بحار جلد 25 صفحهء 23 ( 3 ) شترم را بخوابانيد كه به خدا قسم از اين سرزمين بيرون نمىروم ، مگر آنگاه كه رسالت پروردگارم را به مردم برسانم . بحار جلد 37 صفحهء 166 .