الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
50
الغدير ( فارسي )
او را رها كرد و رفت . اين روايت را ابن حبيب نقل كرده است . اغانى جلد 15 صفحهء 119 و يكى از خوشمزگيهاى كميت اين است كه فرزدق روزى شعر مىخواند و از كنار كميت مىگذشت ، كميت در آن روزها كودكى بيش نبود . فرزدق به او گفت : آيا دوست دارى پدرت باشم ؟ گفت : نه ، بلكه خوش دارم كه مادرم باشى . فرزدق درمانده شد و روى به ياران كرد و گفت : هرگز برايم چنين پيش نيامده بود . اغانى جلد 15 صفحهء 123 ولادت و شهادت كميت كميت در سال شصتم از هجرت درست در سنهء شهادت امام سبط شهيد - درود خدا بر او باد - به دنيا آمد . و در دنياى خويش به خشنودى و خوشبختى زيست . و همهء اين زندگى را در راهى كه خدايش برايش خواسته بود ، گذراند و مردم را به راه راست فرا خواند . تا آنگاه كه به بركت دعاى امام زين العابدين ( ع ) قلم تقدير ، سرنوشت شهادت را به نامش رقم زد . و خدا نگهبان خون پاك به زمين ريختهء اوست . شهادتش در كوفه و در زمان خلافت « مروان بن محمّد » به سال 126 ه ق اتفاق افتاد ، و سبب مرگش همان بود كه « حجر بن عبد الجبار » آورده و گفته است كه جعفريان ( 1 ) ، بر خالد قسرى خروج كردند . او بىخبر بر منبر خطبه مىخواند كه اينان در قيافهء شلوارپوشيدگان ( 2 ) بيرون ريختند و فرياد كردند : لبيك جعفر ، لبيك جعفر ، خالد ، در حين خطبه ، از جريان خبر يافت و به دهشت افتاد و بىآنكه بفهمد چه مىگويد ، گفت : اطعمونى ماء : « آبم بدهيد » .
--> ( 1 ) - جعفريه : « مغيرة بن سعيد » و « بيان » و ياران ششگانهء اين دواند كه آنها را « وصفاء » مىگفتند . ( مولف ) ( 2 ) - شلوار پوشيدگان ، ترجمهء كلمهء تبابين است . احمد فراج در پى نويس اغانى گويد : اين كلمه در نسخهء اصلى همين تبابين است و آن جمع تبان است ، و هو سراويل صغير تكون للملاحين و المصارعين . اما خود او در متن اغانى تبانين ضبط كرده است و به گفتهء طبرى در تائيد ضبط خود ، استشهاد نموده است . به جلد 16 صفحهء 343 اغانى رجوع كنيد . ( مترجم )