الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

293

الغدير ( فارسي )

و نيز امير مؤمنان ( ع ) را چنين مىستايد : زهى بيعت احمد و جانشين او ، يعنى سرور ما و امامى كه محسود دشمن بود . يعنى آنكه به روزگار كودكى و سرآغاز جوانى ، پيش از ديگران پيغمبر را يارى كرد . يعنى آنكه غمها را زدود و هيچگاه در نبرد نترسيد . يعنى آنكه پيش از هر يكتا پرستى ، خدا را بيگانگى شناخت . و هرگز صنم و بتى را پرستش نكرد . و نيز در سوگ شهيد كربلا سبط پيغمبر خدا امام سوم ( ع ) چنين سروده است : تو كه غمگينى چرا مىخوابى ؟ و بر كسى كه محمّد ( ص ) بر او گريست ، نمىگرئى ؟ چرا بر حسين و خاندانش اشك نمىريزى مگر نميدانى كه گريه بر مثل آنها ستوده است ؟ اسلام بروز شهادت او بخوارى فتاد و بخشش و سرورى از فقدانش گريست فرشتگان روش بين و بزرگوارى كه در آسمان خدا را راكع و ساجدند نيز بر حسين گريستند . آيا فراموش كردى زمانى را كه افواج سپاه دشمن كه عمر سعد و ديگر سر كردگان كافر پيشه در ميانشان بودند چگونه بر حسين تاختند ؟ و در نبرد گاهى كه دشمنان وى بسيار و دوستانش اندك بودند ، جام مرگ را بكامش ريختند و حق پيغمبر را با چشاندن سوز عطشى فرو ننشستنى به آنها ، نگه نداشتند حسين را كشتند و پيغمبر را به سوگ سبطش نشاندند راستى كه پس از ماتم وى ديگر ماتمها آسان نمود . چگونه مىتوان آرام گرفت حال آنكه زينب در زمرهء اسيران بود و از سوز عطش فرياد مىزد و مىگفت : اى جد بزرگوار اى احمد : اين حسين تو است كه به شمشير دشمن كشته و پاره پاره شده و به خون آغشته گرديده است عريان و برهنه و بر خاك افتاده و پا مال سم ستوران و اسبان تاخته است و اجساد پاك و بىگور و كفن فرزندان كشته ات در پيرامون او به خاك فتاده . اى نياى بزرگ و بزگوار : اينها را از آب فرات منع كردند و به تشنگى و بىآبى كشتند