الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

294

الغدير ( فارسي )

اى جد و الا مقام : از ماتم و بسيارى مصيبت و آنچه بر من مىرود ، مىافتم و مىخيزم . و اين ابيات از چكامه اى طولانى است كه وى در رثاء سبط شهيد سروده است : از شامى كه مردم آن شوم و تيره روز بودند و از نگونبختى سپاهشان را ابليس فرماندهى مىكرد ، آمدند اى لعنت بر آنها باد و چنين مردمى كه امام خود را مىكشند و پيكر پاره پاره اش را بر خاك رها مىكنند ملعون خواهند بود . اى واى من كه دختران گريان پيغمبر را عريان و سر برهنه اسير كردند . مرگ و ننگ بر شما ! آيا به دوزخ آن تنگناى زشت و پست خرسند آمديد ؟ و بنادانى عزت زندگى نفيس خود را به دنياى ديگران فروختيد ؟ و بيعت ننگين اموى دنيا شما را خوار كرد . وه ! كه بهره بيعت كنندگان چه ناچيز و پست بود . مرگ و ننگ بر كسى كه با او بيعت كرديد گوئي رهبرتان را سرنگون در دوزخ مىبينم اى خاندان محمّد ( ص ) پس از پيغمبر از اين مردم چون گبر ، چها كه ديديد ؟ چه اشكها كه بپايتان ريخته شد ! و چه جانها كه بروز وقعهء كربلا براى حسين از تن گسست ؟ شكيبا باشيد اى سروران ما ، كه روزگار سخت آن دودمان ملعون نيز فرا خواهد رسيد ! من هميشه پيرو شما و فرمانتان هستم و جان خويشتن را تا زنده‌ام به اطاعت شما وامىدارم . و « ياقوت حموى » در ص 110 جلد 11 « معجم الادباء » اين ابيات را از دعبل در سوك امام سوم ، ياد كرده است : واى اى مردان ! سر پسر پيغمبر و على بر فراز نيزه بالا رفت . و با آنكه مسلمين مىديدند و مىشنيدند . فريادى از كسى برنخاست و كسى نگران نشد . اى حسين ! ديدهائى را كه ببركت زندگيت خواب و آرام داشت ، بيدار