الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

256

الغدير ( فارسي )

مدارس آيات خلت من تلاوة و منزل وحي مقفر العرصات را براى سرورم على بن موسى الرضا ( رض ) خواندم به من فرمود آيا ، دو بيت به قصيده ات نيفزايم ؟ گفتم چرا ! اى فرزند رسول خدا . فرمود : و قبر بطوس يا لها من مصيبة الحّت بها الاحشاء بالزفرات الى الحشر حتى يبعث اللَّه قائما يفرج عنا الهمّ و الكربات ( 1 ) دعبل گفت سپس من باقى قصيده را خواندم تا به اين سرودهء خود رسيدم كه : خروج امام لا محالة خارج يقوم على اسم اللَّه و البركات امام رضا ( ع ) به سختى گريست و پس از آن فرمود : اى دعبل ، روح القدس به زبانت سخن رانده است ، آيا اين امام را مىشناسى ؟ گفتم نه ! ولى شنيده‌ام امامى از خاندان شما خروج مىكند و زمين را از عدل و داد پر مىكند . فرمود : امام بعد از من ، پسرم محمّد است و پس از او فرزندش على و بعد از وى پسرش حسن و پس از حسن فرزندش حجت قائم و او است ( امامى ) كه در غيبتش منتظر و در ظهورش مطاع است . پس پر مىكند زمين را از عدل و داد آنچنانكه از جور و ستم پر شده است و امّا كي قيام مىكند ، اين خبر دادن از وقت است : هر آينه حديث كرد مرا پدرم از پدرانش ، از رسول خدا ( ص ) كه فرمود ، مثل وى همانند ، رستاخيز است كه نمىآيد شما را مگر به ناگهانى . اين روايت از قول « شبراوى » نيز خواهد آمد . 6 - ابو سالم بن طلحه شافعى متوفى بسال 652 در ص 85 « مطالب السئول » گفته است : دعبل گفت چون قصيده مدارس آيات را سرودم ، خواستم آن را براى ابا الحسن على بن موسى الرضا كه در خراسان بود و وليعهد مأمون شده بود بخوانم . مأمون مرا احضار كرد و از حالم پرسيد . سپس گفت اى دعبل : قصيدهء مدارس آيات خلت من تلاوة را برايم بخوان ، گفتم اى امير المؤمنين همچو قصيده اى را نمىشناسم

--> ( 1 ) - امام ( ع ) اين دو بيت را پس از بيت و قبر ببغداد لنفس زكيه تضمنها الرحمن فى الغرفات افزوده‌اند .