الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
254
الغدير ( فارسي )
و به بركت وجود وى غم و اندوهها را مىزدايد ، مسموع نيفتاد و من نيز به كنه صفات آنان نمىرسم ، جانهاى پاك شهيدانى است كه آرامگاهشان در دشت كربلا و به نزديك شط فرات در ميان دو نهر است . حوادث روزگار اينها را پراكنده كرد ولى چنان كه مىبينى بارگاههائى پر بركت دارند الَّا آنكه مزار برخى از آنان در مدينه و در طول روزگاران غريب و بىآرايش مانده است . اينان كم زائرند و زيارت كنندگانى جز كفتاران و عقابان و هماها ندارند . آرى دودمان رسول را هر روز آرامگاهها و گورهائى جدا از هم و پراكنده است ، حال آنكه بسيارى از آنان در حجاز و در بين مردم آن دلاورانى برگزيده از ميان اشراف بودند كه سختيهاى زمانه راهى به ساحتشان نداشت و شعلههاى فروزان جنگ دامنشان را نمىگرفت . چون به قلب سپاهى مىزدند آتش نبرد و مرگ را به سر نيزه مىافروختند و در روز سرافرازى به محمّد ( ص ) و جبريل و قرآن و سورههاى آن مىباليدند . اى سرزنشگر ! دست از ملامت من در محبت دودمان پيغمبر بردار چه ايشان پيوسته دوست و نقطهء اتّكاء منند و من آنها را به راهنمائى كار خود انتخاب كردهام زيرا آنها به هر حال بهترين نيكمردانند . پروردگارا بر بينائى و باور من بيفزا و محبت ايشان را در گروه حسنات من افزون كن . جانم فداى پير و جوانتان باد كه شما آزاد كنندگان بندگان و دهندگان ديهء آنهائيد . من به مهر شما ، دوران را دوست مىدارم و دست از دودمان و دختران خود بر مىدارم و محبت خود را از بيم دشمن بدسگال و ناسازگار پوشيده مىدارم و اينك كه سختيهاى زمانه سراسر زندگيم را احاطه كرده است ، به امان و آسايش آخرت دل مىبندم .