الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

228

الغدير ( فارسي )

« ابى تمام » خلفا و امراء را ستايش كرده و به خوبى از عهدهء اين كار بر آمده است و از قول « صهيب ابن ابى صحباء » شاعر و « عطاف بن هارون » و « كرامة بن ابان عدوى » و « ابى عبد الرحمن اموى » و « سلامة بن جابر نهدى » و « محمد بن خالد شيبانى » به نقل شعر پرداخته و راويان او عبارتند از « خالد بن شريد شاعر » و « وليد بن عباده بحترى » و « محمد بن ابراهيم بن عتاب » و « عبدوى بغدادى » . ( تاريخ ابن عساكر 4 ص 184 ) آورده‌اند كه چون ابو تمام « محمد بن عبد الملك زيّات را به قصيده اى كه در آن ميگويد : ديمة سمحة القياد سكوب مستغيث بها الثرى المكروب لوسعت بقعة لا عظام اخرى لسعى نحوها المكان الجديب ستود « ابن زيّات » وى را گفت : اى ابا تمام ، تو شعرت را چنان با جواهر لفظ و معنى مىآرائى كه از گوهرهاى تابان گردن بند گردن دوشيزگان زيباتر است . آنچه به پاداش نيك اين اشعار مىاندوزى ، با خود شعر همسنگ نخواهد بود « كندى » فيلسوف در محضر « ابن زيّات » بود به وى گفت ، اين جوان ، جوانمرگ مىشود . گفتند : از كجا اين چنين داورى مىكنى ؟ گفت در او چنان فرزانگى و هوشيارى و زيركى توأم با خوش ذوقى و نيك طبعى ديدم كه دانستم همچون شمشير هندى كه نيامش را مىخورد جان روحانى او جسمش را خواهد خورد . ( تاريخ ابن خلكان جلد 1 صفحه 132 ) « صولى » آورده است كه ابى تمام ، « احمد بن معتصم » يا « پسر مأمون » را به قصيدهء سينيّه اى ستود و چون به اين سرودهء خود رسيد كه : اقدام عمرو في سماحة حاتم في حلم احنف في ذكاء اياس ( 1 ) « كندى » فيلسوف كه حاضر بود گفت : امير بالاتر از ستودهء تست . وى لختى

--> ( 1 ) - احمد به كارآئى عمرو بن معديكرب و بخشندگى حاتم و بردبارى احنف و فرزانگى اياس بن معاويه است .