الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
223
الغدير ( فارسي )
پرداخته و به پندار نويسنده از هم دفاع كردهاند ، بر عدد ثابت آن اضافه گرديده است . يقين است كه نويسنده را از پاسخ اين پرسشها ناتوان مىبينى ، ليكن به جهاتى او را خوش آمده است كه حقيقت غدير را به دامان امانت ! بپوشاند و بپندارد كه بر اين تعليق جز گروهى آگاهى نمىيابند و يا جستجوگران به بزرگوارى از آن در مىگذرند . امّا نگهبانى يك حقيقت دينى از نگهدارى اعتبار چنين نويسنده اى كه بىپروا مىنويسد و دروغ را حقيقت ثابت مىداند ، بالاتر است . آرى در جاهليّت روزى هست كه در آن « دريد بن صمّه » « وى پس از فتح مكه در حال كفر كشته شد » بر قوم « غطفان » به نام خونخواهى شوريد و قبائل آنها را يكى يكى گرديد و از « بنى عبس » « ساعدة بن مرّ » را كشت و « ذؤاب بن اسماء جشمى » را اسير كرد « بنو جشم » حاضر شدند فديه دهند « دريد » نپذيرفت و وى را بوسيله برادرش « عبد اللَّه » كشت و گروهى از بنى مرّه و بنى ثعلبه و قبيلههاى « غطفان » را به مصيبت نشاند . در ص 6 جلد 9 اغانى گفته است « و اين نبرد در روز غدير » بود و شعرى هم در اين باره از « دريد » ياد كرده است . در ص 71 جلد 3 « عقد الفريد » يكى از نبردهاى جاهليت را جنگ روز « غدير قلياد » شمرده و گفته است « ابو عبيده » گفت : قبيلهها با هم سازش كردند ولى بنى ثعلبه بن سعد ، صلح را نپذيرفتند و گفتند ما راضى نخواهيم شد مگر آنگاه كه ياديهء كشتگان ما را بپردازند يا خون كشندگانشان را بريزيم سپس از قطن ( 1 ) در آمدند و به « غدير قلياد » وارد شدند بنى عبس در رسيدن به اين جايگاه و دست يافتن بر آب ، بر آنها پيشى گرفتند و آب را چنان از روى آنان بستند كه نزديك بود خود و چهارپايانشان از تشنگى بميرند . « عوف » و « معقل » دو فرزند « سبيع » كه از قبيلهء بنى ثعلبه بودند ، آنها را سازش دادند و مقصود « زهير »
--> ( 1 ) - يوم قطن از جنگهاى جاهليت است به جلد 3 عقد الفريد صفحهء 6 بنگريد « مؤلف »