الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

224

الغدير ( فارسي )

در آن بيت كه مىگويد : شما دو تن ، قبيلهء عبس و ذبيان را پس از آنكه به كشتار يكديگر پرداخته بودند و ميان آنها تخم نفاق افكنده شده بود ، چاره سازى كرديد ، همين نبرد است . و كلمهء « قلياد » كه در گفتار بالا آمده است ، آن چنان كه از ص 154 ج 1 « معجم البلدان » و ص 2 « بلوغ الادب » برمىآيد ، مصحف « قلهى » و در كتاب اخير ، آن را از ايام مشهور عرب شمرده است . اين است تمام آنچه كه دربارهء اين روز روايت كرده‌اند و پيغمبر و هيچكدام از هاشميان را در آن ورود و خروجى و وصىّ وى امير مؤمنان ( ع ) را با آن سر و كارى ، نيست و اين داستان هيچ ارتباطى با آن دو ندارد ، بنابر اين آيا معقول است كه ابو تمامى كه ستايشگر على جانشين بزرگ پيغمبر است ، چنين داستانى را در شعر خود اراده كرده و آن را از مآثر على ( ع ) شمرده باشد از اين گذشته خود شعر مىرساند كه مراد ابى تمام چنين جنگ خون ريزى نيست زيرا شاعر پس از آنكه مواقف امير المؤمنين را در غزوات پيغمبر برشمرده و از نبرد احد و بدر و حنين و نضير و خيبر و خندق ياد كرده و سخن را با اين بيت به پايان برده است كه ، مشاهد كان اللَّه كاشف كربها و فارجه و الامر ملتبس إمر به ذكر منقبتى ديگر پرداخته كه برخاسته از زبان است نه از شمشير و سنان و چنين سروده است : « و يوم الغدير » استوضح الحق اهله . . . الخ و به خوبى مشهود است كه در اين بيت اشاره به داستانى است كه در آن به پا خاستن و فرا خواندن و آگاهى دادن و سخن گفتن و از اثبات حق براى اهل حق پرده برگرفتن است . زندگى شاعر ابو تمام ؛ حبيب پسر اوس بن حارث بن قيس بن اشجع بن يحيى بن مزينا بن سهم بن ملحان بن مروان بن رفافة بن مرّ بن سعد بن كاهل بن عمرو بن عدى بن عمرو بن حارث بن طى جلهم بن ادربن زيد بن يشحب بن عريب بن كهن بن سبان بن يشجب بن يعرب بن قحطان است ، تاريخ الخطيب ص 428 ج 8 .