الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

222

الغدير ( فارسي )

گذشت اينهمه روزگاران از نزديك به وى ديده مىدوزد و حقيقت خويش را به مردم مىنمايد . پس از اين مقدمه با من بيا و از « دكتر ملحم ابراهيم اسود » ، شارح ديوان شاعر ما ابى تمام شگفتيها كن ! چه وى در شرح اين سرودهء شاعر : و يوم الغدير استوضح الحق اهله ، مىگويد : « روز غدير روز رويداد نبرد معروفى است » و آنگاه در شرح اين بيت . يمد بضبعيه و يعلم انه . . . گفتارى دارد كه چنين مىنمايد كه : آن نبرد از پيكارهاى پيغمبر بوده است ، در صفحهء 138 كتابش گفته است : « يمد بضبعيه » يعنى يارى و ياورى مىكند او را و ضمير « هاء » به امام على برمى - گردد و معنى جمله اين است كه رسول خدا ( ص ) على را نصرت مىكرد و مىدانست كه او ولى است تنها بازوگير و ياور پيغمبر در غدير على بود ، پيغمبر نيز على را يارى و نصرت مىكرد . چه مىدانست كه وى ولَّى امتش و خليفهء پس از او خواهد بود . اين است حقيقت آيا به آن آگاهى داريد » راستى آيا مصدر اين فتواى مجرّد را از اين مرد نخواهند پرسيد ؟ آيا نام چنين نبردى در كتابهاى سيرهء نبوى هست ؟ و آيا از ائمهء تاريخ كسى به همچو غزوه اى تصريحى كرده است ؟ از اينها گذشته آيا داستانسرائى آن را به رشتهء قصه كشيده و شاعرى يافت مىشود كه تصويرى خيالى از آن پراخته باشد . آيا كسى از اين نويسنده نمىپرسد كه اين غزوه از كجا بر غزوات محدود پيغمبر كه كم و كيف آن معلوم و شؤون و انواع آن مدوّن است و نامى از نبرد غدير در آن نيست ، افزوده شده و همچو جنگى كه در آن على و پيغمبر ( ص ) به يارى و ياورى يكديگر