الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

221

الغدير ( فارسي )

نبردگاههائى كه فقط خدا غمگسار و گشايشگر كار آميخته به سختى و دشوارى آن بود . و در روز غدير ، به چاشتگاه « در بيابانى » كه در آن پرده و پوششى نبود ، حق بر اهلش آشكار شد . پيغمبر خدا به پا خاست و مردم را به حق فرا خواند تا نيكى بحريم آنان نزديك و زشتى از پيرامونشان دور شود . بازوان على را گرفت و اعلام كرد كه او سرور و سرپرست شما است . آيا مىدانيد ؟ پيغمبر روز و شب خود را به اين بيان با مردمى كه بام و شامشان به گمرهى و نادانى مىگذشت ، گذراند . تا حق بر آنها نمودار شد و آنها نيز آشكارا اين حق را ربودند . پس از اين جريان آيا بهرهء على را بروز شهادت از دم شمشيرى بايد داد كه در كف مرد تيره روزى بود كه گناهانش وى را به چراگاه گمرهى و شومى مىفرستاد . « در پيرامون شعر » من براى هيچ انديشمندى راه گريزى از شناخت روز غدير نمىبينم بخصوص اگر كتب حديث و سيره و آثار مدون تاريخى و ادبى را پيش روى داشته باشد ، چه هر يك از اين آثار نمايشگر و نشان دهندهء غديرند و حقيقت آن روز را در دست خواننده مىنهند و هيچ دل و دماغ و پهلوئى را از آن فارغ و منصرف و تهى نميگذارند و خواننده چنان با خبر غدير روبرو مىشود كه گوئى اين داستان پس از