الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

220

الغدير ( فارسي )

دندان را بر هم فشرديد و ننگ كار را پوشانديد ، كجا پنهان مىماند رازى كه بر ملا شد . با فرزندان پيغمبر و دودمان او كارهائى كرديد كه كمترين آن خيانت و غدر بود . پيش از آن بر سر جانشين او چنان مصيبت سختى آورديد كه اندازه نداشت با او از در جنگهاى نو و كهنه اى در آمديد كه پيش از اين ، اين گونه نبردها سابقه نداشت . على بگاه سرافرازى برادر و داماد پيغمبر است . برادر و دامادى كه مانند ندارد . پشت پيغمبر ( محمّد ص ) به او گرم بود همانطور كه پشت گرمي موسى به هارون بود . او هميشه تاريكى سختيها را با روشنى فتح و پيروزى كه از رويش نمايان بود مىزدود . وى شمشير برّان خدا و رسولش در هر جنگى بود ، شمشيرى كه فرسودگى و و كندى نداشت كدام دست بدى بود كه نبريد ؟ و كدام روى گمرهى بود كه بر آن داغ ننگ ننهاد ؟ او مرد ، در حالى كه دينداران را به سر سختيش آرامش و بىدينان را ترس و بيم بود . با دلاورى ، مرزهاى مخوف را از شكستن نگه ميداشت و از سرزمين دشمن مرز مىساخت . در احد و بدر آنگاه كه اين نبردگاهها از پياده و سواره موج مىزد ، و نيز در روز جنگ حنين و نضير و خيبر و خندق آنگاه كه « عمرو » به ميدانش تاخت چنان به شمشيرها و نيزه‌هاى خونين براى مرگ سرخ به پا خاست كه آن را از ميان برداشت .