الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
189
الغدير ( فارسي )
منم پسر بشير ! منم پسر نذير ! منم پسر پيامبر ! منم پسر آنكس كه بفرمان حق مردم را بسوى خدا مىخواند ! منم پسر چراغ تابان ! منم پسر آنكس كه به عنوان رحمت بر جهانيان مبعوث شد ! من از خاندانى هستم كه خداوند پليدى و ناپاكى را از آنان زدود . من از آن دودمانم كه خداوند دوستى و ولايت آنانرا در قرآنيكه بر محمّد ( ص ) نازل كرده واجب دانست و فرمود : * ( قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْه أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى ) * . م - و در عبارت حافظ زرندى در ( نظم درر المسطين ) چنين است كه حضرت فرمود : منم از خاندانى كه جبرئيل در خانهء ما فرود مىآيد و از پيشگاه ما بالا ميرود و منم از خاندانى كه خداى تعالى مودتشان را بر هر مسلمانى فرض فرموده و دربارهء آنها آيهء : * ( قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْه أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى وَمَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَه فِيها حُسْناً ) * را فرو فرستاده است و اقتراف حسنه ، مودت ما خاندان است . اين روايت را « بزّار و طبرانى » در « الكبير » و ابو الفرج در « مقاتل الطالبيين » و ابن ابى الحديد در ص 11 ج 4 شرح نهج البلاغه و هيثمى در ص 146 ج 9 « مجمع الزوائد » آوردهاند . ابن صباغ مالكى نيز در ص 166 « الفصول » اين حديث را نقل كرده و گفته است : اين روايت را گروهى از اصحاب سير و ديگران بازگو كردهاند ، حافظ گنجى نيز در ص 32 الكفايه از طريق ابن عقده از ابى طفيل و نسائى از هبيره و ابن حجر در ص 101 و 136 « الصواعق » و صفورى در ص 231 ج 2 « نزهة المجالس » و حضرمى در ص 43 « الرشفة » نقل نمودهاند . 8 - طبرى در جلد 24 ص 16 تفسيرش باسناد خود از سدّى ، و او از ابى ديلم ، نقل كرده است كه گفت : چون « امام سجاد » على ابن الحسين ( رض ) را اسير كردند و بشام آوردند و او را بر در دروازه دمشق به پا داشتند ، مردى از اهل شام برخاست و به امام گفت :