الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
188
الغدير ( فارسي )
در صفحهء 101 « الصواعق » و سيوطى در صفحهء 7 جلد 6 « الدر المنثور » و « احياء الميّت » هامش اتحاف صفحه 239 و حضرمى در صفحهء 23 « رشفة الصادى » و « نبهانى » در صفحهء 95 « الشرف المؤيّد » اين روايت را آوردهاند . 6 - ابو شيخ ، ابن حبان در كتاب « الثواب » خود از طريق واحدى از على ( ع ) روايت كرده است كه فرمود : دربارهء ما آل حم آيه اى است كه مودّت ما را نگه نمىدارد مگر آن كس كه مؤمن است . سپس خواند : * ( قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْه أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى ) * ابن حجر در صفحهء 101 و 136 « الصواعق » و سمهودي در « جواهر العقدين » اين روايت را آوردهاند . 7 - ابى طفيل گفت : حسن بن على بن ابى طالب براى ما خطبه خواند . پس حمد و ثناى الهى را بجا آورد و از امير مؤمنان على ( رض ) بنام خاتم اوصياء و وصىّ انبياء و امين صديقين و شهداء ياد كرد سپس فرمود : مردى از ميان شما رفت كه پيشگامان بر او پيشى نگرفتند و پس ماندگان به وى نرسيدند . پيغمبر خدا ( ص ) پرچم را به او داد و جبرئيل از جانب راست و ميكائيل از جانب چپ وى مىجنگيدند تا خدا وى را پيروز گرداند و خداوند در شبى جانش را گرفت كه در آن شب جان وصى موسى گرفته شده بود و در شبى روحش را بالا برد كه روح عيسى را در آن عروج داده بود و آن همان شبى بود كه خدا عز و جل فرقان را فرو فرستاد . به خدا سوگند او زر و سيمى بجا نگذاشت و در بيت المالش جز پنجاه و هفت درهم كه از عطاء وى زياد آمده بود و مىخواست با آن خدمتگزارى براى ام كلثوم بخرد بجا نمانده است . سپس فرمود : هر كس مرا ميشناسد كه مىشناسد . و آنكه نمىشناسد ، من حسن بن محمّد م سپس اين آيه را كه قول يوسف است قرائت فرمود : * ( وَاتَّبَعْتُ مِلَّةَ آبائِي إِبْراهِيمَ وَإِسْحاقَ وَيَعْقُوبَ ) * . و به خواندن برخى از آيات قرآنى پرداخت و آنگاه فرمود :