الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

158

الغدير ( فارسي )

آورده ، ولى در تفسيرش به تحريف كلمات آن پرداخته است همين بوده است ؟ اين را من نمىدانم ، اما خود طبرى مىداند . و مىپندارم كه اى خواننده ! تو نيز به خوبى مىدانى . ديگر از اين جنايات ، بىشرمى رسوا كننده اى است كه محمد حسين هيكل ببار آورده و آن چنان كه اشارت رفت در صفحه 104 چاپ اول كتاب « حياة محمد » حديث را به اين عبارت آورده است كه : به پيغمبر وحى آمد كه انذر عشيرتك الاقربين : « خويشاوندان نزديكت را بترسان و در برابر مؤمنانى كه از تو پيروى مىكنند فروتن باش ، و بگو من آشكارا ترساننده‌ام . » پس مأموريت خود را هويدا كن و از مشركان دورى گزين . و پيغمبر خويشاوندان را در خانهء خود به مهمانى خواند و خواست با آنان به سخن پردازد و به خدا دعوت كند كه عمش « ابو لهب » سخنش را قطع كرد و مردم را به برخاستن بر انگيخت . محمد در فرداى آن روز براى بار دوم آنها را دعوت كرد و چون غذا خوردند فرمود : كسى را در عرب نمىشناسم كه بهتر از آنچه من از خير دنيا و آخرت براى شما آورده‌ام براى قوم خويش آورده باشد . و خداوند مرا امر فرموده است كه شما را بسوى او بخوانم . پس كدامتان در اين كار با من همكارى مىكند تا برادر و وصى و خليفه من در ميان شما باشد . آنها روى از پيغمبر گرداندند و خواستند بروند كه على كه جوان بالغ نشده اى بود ، برخاست و گفت : اى رسول خدا ! من ياور تو خواهم بود و با هر كس كه به نبرد تو برخيزد ، خواهم جنگيد - بنى هاشم خنديدند و برخى قهقهه زدند و نگاهشان از سوى ابى طالب به جانب فرزندش گرائيد و مسخره كنان برگشتند . وى اولا دنبالهء گفتار پيغمبر را كه به على فرمود : « تو برادر و وصى و وارث منى » انداخته ، و ثانيا اين عبارت را به على نسبت داده است كه فرمود : من ياور توام