الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
159
الغدير ( فارسي )
و با هر كس كه با تو بجنگد ، نبرد مىكنم ، اى كاش « هيكل » ما را به مأخذ اين نسبت كه كدام محدث يا مورخ پيشين آورده است ، رهنمائى مىكرد و نيز به نظرش خوش آيند آمده است كه در تشكيل آن انجمن ، نسبت خنده و قهقهه به بنى هاشم دهد ، حال آنكه ما ماخذ قابل توجهى براى اين تفصيل نيافتيم . و چون « هيكل » كسى را نمىديده كه بر گفتار او خرده گيرد و به حساب نسبتها و تصرفاتش برسد ، عباراتى را كه مربوط به امير مومنان عليه السّلام بوده در صفحه 139 چاپ دوم كتابش كه در سال 1345 طبع گرديده ، انداخته است . و شايد رمز آن ، توجهى بوده كه هيكل پس از نشر كتاب خود به مقصود ابن كثير و امثال او پيدا كرده و يا سر و صداى بسيارى بوده كه در پيرامون اين گفتار از جانب دشمنان عترت طاهره به پا خاسته ، و امواج نكوهش و سرزنش به هيكل روى آورده و او را به حذف و تحريف سخن خود مجبور كرده است يا آنكه آئين مرسوم برخى از چاپخانهها اين است كه در كتاب ، دستكارى كنند و نويسنده نيز از آنجهت كه با آنها همفكر و يا در دفاع از اثر خود ناتوان است ، چشم پوشى مىكند . در هر حال خدا زنده دارد خردهاى بيدار ، و امانت موصوف ، و ولايت و حقى را كه متأسفانه ضايع ماند . تاسف من بر ساده دلان امّت اسلامى و توجه آنها به اين گونه كتابهائى است كه از ياوه سرائى و بيهوده گوئيهاى گمراه كننده اى كه با آب و تاب روى مىآورد و امت را ناآگاهانه مىبرد سرشار است . پس از آن ، افسوس من بر مصر و دانشمندان تيز هوش و كتب گرانبها و نويسندگان خوب آنهاست كه براستى فداى اين هواها و هوسها ، فداى اين فرومايگان ، قربانى اين سخنان كفر آميز گمراه كنندهء امت ، قربانى اين قلمهاى مزدورى شدهاند كه باطل را وسيله قرار داده و به آرزوهاى خود در دنيا رسيدهاند .