الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
148
الغدير ( فارسي )
به نام خدا ! از اطراف ظرف طعام بخوريد ، كه بركت از زبر آن نازل مىشود ، و دست خود را پيش از ديگران بر آن نهاد ، ديگران نيز خوردند تا سير شدند سپس قدحى شير خواست و نخست خود آشاميد سپس به آنها نوشاند ، و نوشيدند تا سيراب شدند ، ابو لهب گفت : پيشتر شما را جادو كرد ، پيغمبر فرمود : اى بنى مطلب من براى شما آئينى آوردهام كه مانند آن را كس ديگرى هرگز نياورده است ، اينك شما را به گواهى دادن بر اينكه خدائى جز خداى يگانه نيست دعوت مىكنم و به سوى اين چنين خدائى و كتابش فرا مىخوانم . آنها از اين سخنان نگران و پراكنده شدند ، پيغمبر بار ديگر آنها را فرا خواند و ابو لهب مثل بار اول بيهوده گوئى كرد ، و آنها نيز كار ديروز را تكرار كردند و پيغمبر در حالى كه دستش را دراز كرده بود ، فرمود : كيست كه با من بيعت كند ، تا برادر و همراه من و سرپرست شما پس از من باشد . من ( على ع ) دست خويش را پيش بردم و گفتم : با تو بيعت مىكنم و در آن روز من با شكمى كلان كوچكتر از همه حاضران بودم و پيغمبر ، آن چنان كه فرموده بود با من بيعت كرد . ( و نيز از على است كه فرمود : خوراك را من درست كرده بودم . ) حافظ ابن مردويه باسناد خود اين حديث را آورده و بنا بر آنچه در صفحه 104 جلد 6 الكنز آمده ، سيوطى ، اين حديث را ، در ( جمع الجوامع ) از او نقل كرده است . صورت چهارم بعد از ذكر آغاز حديث چنين آمده است كه : پس رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم فرمود : اى بنى مطلب ! خدا مرا بسوى تمام مردم عموما و بسوى شما خصوصا برانگيخت و فرمود : * ( وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الأَقْرَبِينَ ) * . و من شما را به دو كلمه اى كه بر زبان آوردن آن آسان ، ولى در ميزان سنگين و گران است ، دعوت مىكنم . و آن شهادت به لا إله الا اللَّه است و اينكه من رسول