السيد محمد حسين الطهراني
74
رساله بديعه در تفسير آيه الرجال قوامون على النساء ... (فارسى)
است نه مطلق زن . و همانا قول خداوند ( قانِتاتٌ حافِظاتٌ ) - كه امر است به زبان وصف . يعنى زنان بايد قنوت و محافظت ( بر امور واجبه ) داشته باشند - كه حكمى مربوط به شئون همسردارى و معاشرت خانوادگى است ، و در عين حال حكمى است كه در وسعت و ضيق ( تنگى و محدوديّت ) تابع حكم علّيّت يعنى قيموميّت مردان بر زنان است ، يعنى در اينجا قيموميّت مرد بر زن ، قيموميّت همسرى است ؛ و به اين جهت بايد ( زن ) از او ( شوهر ) اطاعت كند و حقوق و شئون زوجيّت و همسرى را محفوظ بدارد . و بهعبارت ديگر همانطور كه قيموميّت طايفهء مردان بر طايفه زنان در اجتماع تنها به جهات عمومى مشترك بين آن دو تعلّق دارد كه آن هم مربوط به زيادى تعقّل و قدرت جنگ آورى مرد و شدّت صولت او است و براى حكومت و قضاوت و جهاد لازم مىباشد ، بدون آنكه استقلال زن در اعمال ارادى فردى و كارهاى شخصى از بين برود كه هر چه دوست دارد و مايل است اداره كند و هر چه بخواهد ( تا آنجا كه دست به عمل منكرى نزند ) انجام دهد بدون آنكه مرد حقّ دخالت در هيچ موردى از آنرا داشته باشد ، كه آنچه زنان درباره خود به معروف و خوبى انجام دهند ، گناهى براى مردان نيست ، همچنين قيموميّت مرد نسبت به همسرش آنطور نيست كه اراده و حقّ تصرّف زن را در مال و دارائى خود سلب نمايد ، و نه اينكه در حفظ حقوق فردى و اجتماعى خويش و دفاع از آنها و تهيه وسائل لازم براى رسيدن به آن حقوق مستقلّ نباشد ؛ بلكه معنى آن اين است كه وقتىكه مرد از مال خود در ازاء استمتاع از زن به او مهر و نفقه ميدهد ، پس بر زن است كه در حضور شوهر از او در كليه امورى كه به استمتاع و مباشرت مربوط است متابعت و اطاعت كند و در غياب شوهر حقوق او را حفظ نمايد ، در غيبت شوهر به وى خيانت نورزد به اينكه ديگرى را به بستر او راه دهد ، و موجب تلذّذ و تمتّعهاى غير جايز ديگران از نفس خود گردد ، و در آنچه كه شوهر از