السيد محمد حسين الطهراني
16
توحيد علمى و عينى در مكاتيب حكمى و عرفانى ( به ضميمه تذييلات) (فارسى)
سبب اهتمام مؤلّف بر نشر مكاتيب و تذييلات در اين حال تعطيلى تابستان پيش آمد ؛ و حقير هم براى ادامه تحصيلات به نجف اشرف : آستانه مباركه مولى الموحّدين أمير المؤمنين عليه أفضل صلوات المصلّين مشرّف شدم . و ايشان هم در سال جديد تحصيلى مجال ننمودند كه در ايّام تعطيل ، دنباله دروس و كتابت بقيّه سلسله مكاتيب را ادامه دهند . و بنابراين در تذييلات به همين مقدار اكتفا شد . حقير پس از مراجعت از نجف اشرف تا تقريباً زمان نزديك به رحلت ايشان ، چندين بار با حضرت ايشان درباره اتمام تذييلات به قلم مباركشان گفتگو و تقاضا داشتم ، و اهميّت آن را كه خودشان نيز قبل از بنده و بيش از بنده واقف بودند ، متذكّر مىشدم ، و ايشان هم وعده مىفرمودند ، و ليكن چون نياز به فراغت و مجال واسعى داشت ، و حضرت ايشان اهتمام شديد به اتمام دوره تفسير « الميزان » داشتند ، فلهذا تمنّاى حقير صورت عملى نپوشيد ، تا ايشان به صورت ظاهر لباس تن را خلع ، و به خلعت بقاء مخلّع شدند . رحمة الله عليه و رضوانه . چون حضرت استاد علّامه نَفَعَنا الله من تراب مرقده الشّريف ، از اين سراى اعتبار و مجاز به عالم خلود و بقاء ارتحال نمودند ؛ بعضى از دوستان از حقير خواستند تا تذييلات را دنبال كنم و با مقدّمه و تعليقهاى ، اين مكاتيب نفيسه را در اختيار أنظار افكار عالى قرار دهم ؛ تا شايد خداوند از بركت أنفاس قدسيّه سابقين ، لاحقين را به سر منزل مقصود برساند ؛ و از زلال مَعين چشمه علم و ينبوع حكمت سيراب كند . حقير فقير نيز دريغ ننمودم ؛ و ليكن بواسطه تراكم مشاغل و شواغل علمى ، و بالاخص براى اتمام دوره و سلسله معارف و علوم اسلام كه مجال را ضيق كرده بود ؛ وعده را به وقت تمكّن و زمان فرصت دادم . للّه الحمد و له المنّه اينك كه در تحت رعايت حضرت ثامن الحجج : علىّ بن موسى الرّضا ، عليه و على آبائه و أبنائه آلاف من التحيّة و السّلام ، در شهر مقدّس مشهد ، قسمت « معادشناسى » ، و « امامشناسى » به پايان رسيده است ، و هنوز مشغول به نوشتن دوره « اللهشناسى » نشدهام ، در اين فَتْرت ، موقع را مغتنم شمرده ، و حفظاً لاداء حقّهم العظيم ، بدين سطور مبادرت كرده ؛ و توفيق و تسديد را از