السيد محمد حسين الطهراني

99

معاد شناسى (فارسى)

مىگردد كه بعضى از آنها شفاعت را مختصّ خداوند متعال شمرده است ؛ مانند سه آيه اوّل كه از سورهء سجده و أنعام و زُمر ذكر شد ، و برخى از آنها دلالت دارد كه با اذن و رضايت خداوند ، ديگران هم مىتوانند شفاعت بنمايند . و على كلّ تقدير ، از اين آيات بدون هيچگونه شكّ و ترديدى استفادهء شفاعت مىشود ؛ غاية الامر بعضى از آنها شفاعت را أصالةً به خداوند فقط نسبت مىدهد ، بدون آنكه در شفاعت ديگرى را نيز سهيم و شريك سازد ، و بعضى ديگر از آنها شفاعت را به غير خداوند هم با اذن و رضاى خدا نسبت مىدهد . و سابقاً دانستيم كه آياتى نيز داريم كه بطور كلّى نفى شفاعت را مىكند ؛ و هيچ منافاتى بين آن عمومات عدم شفاعت و بين اين آيات وارده در شفاعت نيست ؛ زيرا اين نسبت بر وجه عموم و خصوص است ، و معلوم است كه هميشه خاص را مقدّم مىدارند و عمومات عامّ بواسطهء دليل خاصّ تخصيص مىخورد ، پس ادلّهء دالّه بر شفاعت در بعضى از موارد بخصوصه ، در واقع ادلّهء عامّ را تفسير مىكند ؛ و اين نظير عمومات عدم نصر است كه مىفرمايد : وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ ، و تخصيص مىخورد به آيه يَوْمَ لا يُغْنِي مَوْلًى عَنْ مَوْلًى شَيْئاً وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ إِلَّا مَنْ رَحِمَ اللَّهُ ، كه بدون شكّ اين استثناءِ متّصل قرينه براى تخصيص آن عمومات عدم نصر است و در حكم استثناء منفصل براى آنها مىباشد . حال بايد ديد كه آيا نسبت بين اين دو دسته از آيات كه اثبات