السيد محمد حسين الطهراني
82
معاد شناسى (فارسى)
و بنا بر آنچه گفته شد ، شفاعت از مصاديق سببيّت است كه بين سبب اوّل و مسبَّب فاصله مىشود و نمىگذارد كه آن سبب اوّل حكم ضررى را روى موضوع بياورد ؛ بلكه بر اساس اين توسّط ، حكم گذشت و عفو را روى موضوع مىآورد . آيات وارده در شفاعت تشريعيّهء الهيّه حال كه اين مقدّمه دانسته شد ، مىگوئيم كه : از اينجا خوب به دست مىآيد كه از نقطهء نظر تشريع هم ، شفاعت در نزد خداوند اشكال و محذورى ندارد ؛ چون بنا بر آنچه گذشت معلوم شد كه عنوان شفاعت در موارد تخطّى و تجاوز با شرائط خاصّه در نزد حاكم على الإطلاق جائز است . و در اين باره آياتى از قرآن مجيد وارد شده است ، چون : يَوْمَئِذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ رَضِيَ لَهُ قَوْلًا . « 1 » « در آن روز قيامت شفاعت از كسى پذيرفته نيست ، مگر از كسى كه خداوند به او اذن در شفاعت داده باشد و گفتار او را پسنديده باشد . » و چون : وَ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ عِنْدَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ . « 2 » « و در نزد خداوند شفاعت كسى مقبول نيست و سودى نمىبخشد ، مگر براى كسى كه خداوند به او اجازهء شفاعت را داده
--> ( 1 ) آيه 109 ، از سورهء 20 : طه ( 2 ) صدر آيه 23 ، از سورهء 34 : سبأ