السيد محمد حسين الطهراني
83
معاد شناسى (فارسى)
است . » و چون : وَ كَمْ مِنْ مَلَكٍ فِي السَّماواتِ لا تُغْنِي شَفاعَتُهُمْ شَيْئاً إِلَّا مِنْ بَعْدِ أَنْ يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَرْضى « 1 » . « و چه بسيار از فرشتگانى كه در آسمان هستند و هيچ گونه شفاعت آنان سودى نمىبخشد ، مگر پس از آنكه خداوند به كسى كه اراده كند و مورد پسندش باشد ، اذن و اجازه دهد . » و چون وَ لا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفاعَةَ إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ . « 2 » « و هيچ كس غير از خداوند ، صاحب اختيار شفاعت نيست ، مگر كسى كه به حقّ شهادت دهد و داناى به امر شهادت باشد . » اين آيات ، شافعيّت را براى جماعتى از فرشتگان و مردم ، بعد از اجازه و رضايت خداوند اثبات مىكند ؛ چون ملك و امر اختصاص به خدا دارد ، لذا او مىتواند امر را تمليك به غير كند و حقّ شفاعت را كه أوّلًا و بالذّات براى ذات مقدّس خود اوست ، ثانياً و بالعرض به ديگرى بسپارد . شفاعت بندگان صالح به امر خداوند و اين حقّ بندگان صالح و فرشتگان مقرّب الهى است كه به ذيل رحمت حضرتش تمسّك كنند ، تا با عفو و مغفرت و گذشت و اغماض ، از صفات عُلياى او بهرهمند شده ، و
--> ( 1 ) آيه 26 ، از سورهء 53 : النّجم ( 2 ) آيه 86 ، از سورهء 43 : الزُّخرُف