السيد محمد حسين الطهراني
79
معاد شناسى (فارسى)
مانند شخص عامى و عادى كه مثلًا بخواهد رياست دانشكده اى را به عهده گيرد و يا در كرسى تدريس بنشيند ، و مانند شخص طغيانگر مكابرى كه ابداً سر تسليم در برابر مولاى خود فرود نمىآورد ؛ در اينجا شفاعت سودى ندارد . چون شفاعت موجب تتميم و تكميل علّت است ، نه آنكه سبب مستقلّ در تأثير باشد . موقعيّت و شرائط شفاعت تشريعى از اينها گذشته بايد تأثير شفاعتِ شفيع در نزد صاحب شفاعت گزاف و بيهودهگوئى نباشد و بدون سبب و موجب صورت نگيرد ، بلكه بايد شفيع امرى را در نزد صاحب شفاعت ابراز كند كه در او اثر كند و او را متقاعد نمايد و بدين وسيله موجب پاداش نيك گردد ، و يا آنكه پاداش سخت و عذاب را از ميان بردارد . شفيع نمىتواند به مولى بگويد كه مولويّتِ خود را باطل كن و دست از عبوديّت عبدَت باز دار ! و بنابراين از عقاب و پاداش او صرف نظر كن ! و نيز نمىتواند به او بگويد : دست از حكم مجعول و تكليفى كه به بندهات نمودى باز دار ! و آن حكم را يا بطور كلّى و يا بطور خصوصى دربارهء بندهات نسخ كن ! و بنابراين از عذاب او رفع يد كن ! و نيز نمىتواند به او بگويد : كه قانون مجازات را بطور عموم ، و يا در خصوص اين واقعه باطل كن ! و بنابراين مجازات مكن ! پس بنابراين براى شفيع هيچگونه اثرى در مرحلهء مولويّت و عبوديّت بين بنده و مولى ، و در مرحلهء حكم و فرمان ، و در مرحلهء جزاء حكم و پاداش فرمان نيست ؛ و در اين سه مرحله دخالتى ندارد .