السيد محمد حسين الطهراني
80
معاد شناسى (فارسى)
بلكه شفيع بعد از آنكه اين جهات سه گانه را رعايت مىنمايد ، يا متمسّك مىگردد به صفاتى كه در مولاىِ حاكم است و آن صفات ايجاب عفو و گذشت از گنه كار را مىكند ، مانند سيادت و بزرگوارى و كرم و سخاوت و شرافت او و أصالت ريشه و تبار او ؛ و يا متمسّك مىگردد به صفاتى كه در بندهء گناهكار است و آن صفات موجب جلب رحمت و عطوفت و رأفت حاكم مىشود و عوامل مغفرت و اغماض را در كانون وجود او به جوشش مىآورد ، مانند مذلّت ، و مسكنت و حقارت و پريشانى و بدى احوال بنده ؛ و يا متمسّك ميگردد به صفاتى كه در خود اوست ، يعنى در خود شفيع است ، مثل قرابت و نزديكى او نسبت به صاحب شفاعت ، و كرامت او و علوّ رتبه و درجهء او ، و رفعت منزلت او در نزد صاحب آن . و بدين طريق مىتواند به او بگويد كه : من تقاضا ندارم كه از مولويّت خود و از عبوديّت بندهء خود رفع يد كنيد ! و تقاضا ندارم كه حكم خود را باطل نمائيد ! و يا از قانون جزاء و پاداش دست برداريد ! بلكه تقاضامندم كه از گناه او اغماض كنيد ! و او را مورد غُفران و گذشت خود قرار دهيد ! به جهت اينكه شما داراى شرف و سيادت و كرم و رأفت هستيد ! از عذاب او نفعى نمىبريد ! و از گذشت دربارهء او زيانى نمىبينيد ! و يا به جهت اينكه او مردى است جاهل و مسكين و حقير و مقام شما بلندتر است از آنكه در امر او پافشارى نمائيد ! و يا به جهت اينكه من در نزد شما مقام و منزلتى دارم كه ايجاب مىكند حاجت مرا