السيد محمد حسين الطهراني

63

معاد شناسى (فارسى)

بر كافّهء مخلوقات إلهيّه هستند ، و هم در مبدأ و هم در معاد واسطهء بين خالق و مخلوقند . و آنان از حكم قبض روح به توسّط مَلك الموت و دستيارانش در استثناء قرار گرفته‌اند ، و از ترس و وحشت نفخه فَزَع و از موت نفخهء صَعْق در امانند . و آنان در عَرَصات قيامت و صحراى محشر حضور ندارند ، بلكه در حجاب أقرب كه مسلّط بر عرصهء قيامت است حاضرند ، و در روز قيامت حكمرانان براى ورود در بهشت و دوزخند . فقط اين دسته از موجودات معاد ندارند ، چون عود و بدئشان يكى است ، و داراى قوّه و حركت نيستند ، و از طبع و آثار عالم طبع مبرّى و منزّهند . و امّا بقيّهء موجودات هر چه باشند و هر كجا باشند ، چون داراى قوّه و استعداد و قابليّت مىباشند ، داراى حركتند و حركت آنها بسوى اصل و مقرّ اوّليّهء آنان است ؛ پس همه معاد دارند ، چون خداوند منتهاى همه چيز است ، همچنان كه او ابتداى هر چيزيست ؛ وَ أَنَّ إِلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى « 1 » . « و بدرستى كه حقّاً منتهاى همهء موجودات و عالم آفرينش بسوى پروردگار تو خواهد بود . » مبدأ المبادى همان غاية الغايات است و عمده دليل فلسفى بر اين حقيقت ، همان وحدتِ فاعل و غايت است ؛ كه هر چيزى كه مبدأ چيز ديگرى بوده است غايت همان چيز است ؛ و هر چيزى كه از چيز ديگرى تعيّن گرفته است و در ذات خود هستى پذيرفته است ، ناچار بايد انتهايش هم بسوى همان

--> ( 1 ) آيه 42 ، از سورهء 53 : النّجم