السيد محمد حسين الطهراني
47
معاد شناسى (فارسى)
همهء مورّخين داستان اصحاب فيل و قصد تخريب مكّه را نوشتهاند ، و در اشعار جاهليّت آمده و آن واقعه را مبدأ تاريخ قرار دادهاند ، كه چگونه خداوند پادشاه يَمن را كه جدّ نجاشى بود و اسمش أبْرَهَة بْن صَباح اشْرَم و كنيهاش أبو يَكْسوم بود و با لشكر عظيمى با فيلهاى جنگى به سمت مكّه رهسپار بود ، به دست مرغانى كه به پرواز درآمدند و بر سر آنان سنگ ريختند ، به هلاكت رسانيد . وَ أَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْراً أَبابِيلَ * تَرْمِيهِمْ بِحِجارَةٍ مِنْ سِجِّيلٍ « 1 » . « و خداوند بر آن لشكر مرغانى را كه بطور متفرّق و دسته دسته مىآمدند ، به مأموريّت فرستاد تا با سنگهائى كه از سجّيل ( سنگ گِل - كلوخ ) بود آنها را هدف تير خود بسازند . » آفتاب كه طلوع كرد مرغان بر فراز آسمان بر بالاى سرِ لشكر پديدار شدند و مشغول تيراندازى گشتند ، با هر پرنده اى سه سنگ بود كه يكى را در منقار داشت و دو تاى ديگر را با دو پاى خود نگاه داشته بود . سنگها را درست بر هدف فرود مىآوردند و به آنها ميزدند ، و چون سه سنگ را ميزدند ، ميرفتند و پرندگان مجهّز به سه سنگ و تازه نفس مىآمدند . و هيچ يك از آن سنگها به شكمى نخورد مگر آنكه آن را پاره كرد ، و بر استخوانى فرود نيامد مگر آنكه آن را سست و سوراخ كرد . « 2 »
--> ( 1 ) آيه 3 و 4 ، از سورهء 105 : الفيل ( 2 ) تفسير « مجمع البيان » طبع صيدا ، مجلّد 5 ، ص 540 و 541 ؛ و