السيد محمد حسين الطهراني
48
معاد شناسى (فارسى)
داستان حضرت سليمان و مور در قرآن داستان حضرت سليمان على نبيّنا و آله و عليه السّلام عجيب است كه خداوند ، علاوه بر لشكريانش از جنّ و انس ، مرغان پرنده را مأمور و از لشكريانش نمود ، سليمان زبان مرغان را ميدانست و پرندگان را به مأموريّت ميفرستاد . وَ قالَ يا أَيُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّيْرِ وَ أُوتِينا مِنْ كُلِّ شَيْءٍ إِنَّ هذا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبِينُ * وَ حُشِرَ لِسُلَيْمانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ وَ الطَّيْرِ فَهُمْ يُوزَعُونَ « 1 » . « سليمان گفت : اى مردم ! به ما سخنان پرندگان تعليم داده شده است ؛ و از هر چيز به ما داده شده است و حقّاً اين فضل آشكارى است ، و براى سليمان ، لشكريانش كه از جنّ و انس و پرندگان بودند ، مجتمع شدند ، و آنها پس از اين به مأموريّتهاى خود مأمور و متفرّق مىگشتند . » حَتَّى إِذا أَتَوْا عَلى وادِ النَّمْلِ قالَتْ نَمْلَةٌ يا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَساكِنَكُمْ لا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمانُ وَ جُنُودُهُ وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ . « 2 » « سليمان با لشكريانش آمدند تا به وادى نَمْل ( يك بيابان وسيع كه سرشار از مورچگان بود ) رسيدند ، يك مورچهء ماده گفت : اى جماعت مورچگان ! شما در مسكنهاى خود و خانههاى خود
--> « الميزان فى تفسير القرءان » ج 20 ، ص 512 ( 1 ) ذيل آيه 16 و 17 ، از سورهء 27 : النّمل ( 2 ) آيه 18 ، از سورهء 27 : النّمل