السيد محمد حسين الطهراني

396

معاد شناسى (فارسى)

عناد و استكبار و جحود و مبارزه با ذات اقدس حقّ ، خود را بدان معاصى آلوده نموده‌اند . ما بالوجدان در خود مىيابيم كه چنانچه يكى از ما به ايّام گذشتهء از عمرش نظرى بيفكند ، و در قصور استكمال و ارتقاء به كمالات نگاهى كند ، و خود را در اين كوتاهى و تفريط ملامت كند ، و در سعى و طلب كه ننموده مؤاخذه نمايد ، و سپس به جهالت و غرور جوانى و نقصان تجارب توجّهى كند ؛ چه بسيار از آتش غضب او فرو مىنشيند و شدّت و سورت ملامت او از نفس خود باز مىايستد ؛ و اين به واسطهء همان رحمت ناقصه اى است كه خداوند در وجود او به وديعت گذارده است و در فطرت او ذخيره كرده است . اين حالِ ما و حالِ رحمت ماست ، تا چه رسد به رحمت حضرت ربّ رحيم رؤوف ، آن هم در موقفى كه پاى گيرى براى انسان جز جهالت و ضعف او نيست ، و در موقفى كه كرامت رسول اكرم و پيغمبر مكرّمش كه خود ، او را در برابر مؤمنان به رحمت و رأفت توصيف كرده است ظهور نموده ، و مؤمن مبتلائى را كه از و بال افعال خود از هنگام مرگ كه چنگالهاى فنا و موت در آن فرو رفته است ، تا اين حال كه آخرين موقف از مواقف روز قيامت است ، عكس‌العمل‌ها و پاداش‌هائى را ديده و چشيده است ؛ آيا اين ظهور رحمت و اين رضايت مطلقه از اين پيامبر كه رحمت براى عالمين است غير از شفاعت كبرى براى مؤمنان چيز ديگرى مىتواند بوده باشد ؟ در « تفسير علىّ بن إبراهيم » با سند متّصل خود از مفضّل بن عُمَر