السيد محمد حسين الطهراني

371

معاد شناسى (فارسى)

برابر مواجهه با جرم و گناه به حكم فطرت انسانيّت و اخلاق مدينهء فاضله ، اقدام نمىكنند و همان حكم فطرى و وجدانى جلوگير آنها مىگردد . و بر همين اساس ، بسيارى از بحث كنندگان در علوم اسلامى مسألهء شفاعت را كه در اسلام وارد شده ، و آيات قرآن بر آن دلالت دارد ، و سنّت رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم در روايات مستفيضه و متوافره اى امضاء آن حكم الهى را فرموده است ؛ از معنى و مدلول اوّليّهء خودش تأويل ، و به معانى ديگر چون شفاعت تكوينى ، و شفاعت و وساطت در تبليغ احكام ، و وساطت در ارشاد و هدايت امّت به سوى راه كمال به واسطهء ابلاغ رسالات الهيّه حمل نموده‌اند . جواب اين عدّه اين است كه بگوئيم : آنان در همهء جهات بحث خلط كرده‌اند ، و بدون تعمّق و رسيدگى به موضوع شفاعت و حكم آن سخنانى را به هم درآميخته و تلفيق كرده‌اند . اوّلًا اسلام نه چنين شفاعتى را به اين تفسيرى كه آنان براى آن كرده‌اند اثبات كرده است ، و نه آن شفاعتى را كه اسلام اثبات كرده است ، داراى چنين اثر و خاصيّتى است كه آنان پنداشته‌اند . براى شخص متعمّق در مسائل اجتماعيّهء اسلام سزاوار است كه اوّلًا در معارف دينيّه و احكام تشريعيّهء آن بر هيكل اجتماع صالح و مدينهء فاضله غور و بررسى كند ، و تمام جهات و نكاتى را كه اسلام از اصول و قوانين منطبقه بر اجتماع آورده است بر موارد معيّنه و