السيد محمد حسين الطهراني

370

معاد شناسى (فارسى)

و بر همين اصل كلّى بر ديانت مسيح ايراد كرده‌اند كه : آنچه در آن ديانت است كه حضرت عيسى به واسطهء حاضر شدن براى بر چوبهء دار رفتن خود را فداى معصيت‌كاران در گناهشان نمود ، درست نيست ؛ زيرا مردم براى استخلاص خود از حكم الهى در روز قيامت و كيفر وارده بر انان ، اتّكاء و اعتماد بر فدا شدن حضرت مىكنند و دست به گناه مىآلايند . و بنابراين ، دين كه بايد موجب رشد و ترقّى جامعه‌ها به كمال اخلاق و انسانيّت گردد ، به عكس موجب فرو ريختن دستورات اخلاقى و عفّت و شرف نفسانى و انهدام مقام والاى انسانيّت مىگردد ، و انسان متحرّك رو به كمال و سعادت را در زواياى سكون و حركت انحرافى به سوى قهقرى عقب مىزند و به جاى فضائل ، رذائل اخلاقى دامنگيرش مىشود . و روى همين اصل ، إحصائيّه اى كه بدست آمده است ، دلالت دارد كه : متديّنين به آن دين دروغشان بيشتر ، و از راه و روش اخلاق و عفّت و عدالت انحرافشان بيشتر است از غير متديّنين . و اين به علّت آن است كه متديّنين و مذهبيّون به شريعت آن حضرت چون اعتماد بر حقّانيّت دينشان و اتّكاء بر شفاعت مسيح در روز رستاخيز دارند ، در آلودگى به گناهان فرو گذار نيستند ، به خلاف غير آنها كه اصلًا دينى را براى خود اتّخاذ نكرده‌اند ؛ آنان چون واگذار به غرائز و صفات فطرى خود شده‌اند و چيزى حكم اخلاق و آن صفات غريزى و فطرى را در كانون وجودشان باطل نكرده است ، در