السيد محمد حسين الطهراني
354
معاد شناسى (فارسى)
و يا مثل آنكه انسان اراده كند كارى را انجام دهد ، به جهت مصلحتى كه از آن مىداند ، و پس از آن روشن شود كه مصلحت در خلاف آن بوده است و در اين صورت ارادهء فعل از بين برود ؛ اينها دربارهء حضرت حقّ تعالى غلط است و جائز نيست . و امّا شفاعت و برداشتن عقاب در اثر شفاعت از اين قسم نيست ، بلكه از قبيل تغيّر اراده به تغيّر مراد و تغيّر علم به تغيّر معلوم است ، با ثبات اراده و علم بر روى متعلّق خود از مراد و معلوم ؛ نظير ارادهء عذاب در صورت عدم توبه و استغفار ، و ارادهء ثواب در صورت توبه و استغفار . اشكال چهارم : وعدهء شفاعت از جانب خداوند متعال ، و يا تبليغ آن از جانب پيغمبران عليهم السّلام موجب تجرّى و عصيان مردم بر ارتكاب معاصى مىگردد و آنان را بر هتك محرّمات الهيّه ترغيب و تشويق مىكند ، و اين با يگانه مقصود و منظور از دين و تشريع شرايع الهيّه كه مردم را به طاعت و عبوديّت مىكشاند منافات دارد . و بنابراين آنچه از آيات و رواياتى را كه در اين باره وارد شده است ، بايد به محملهاى ديگرى تأويل نمود تا با اين اصل بديهى دينى منافات نداشته باشد . جواب : هم نقضى است و هم حلّى . امّا نقضى به آياتى است كه دلالت بر شمول مغفرت و وسعت رحمت خداوندى دارد ؛ چون گفتار خداوند تعالى :