السيد محمد حسين الطهراني

352

معاد شناسى (فارسى)

« خداوند هر چيزى را كه بخواهد از بين مىبرد ، و هر چيزى را كه بخواهد برقرار و ثابت مىدارد ؛ و امّ الكتاب در نزد اوست . » بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشاءُ « 1 » . « ( هيچ گاه دست‌هاى خدا بسته نيست ) بلكه دو دست او باز است و هر قسم كه بخواهد انفاق مىكند . » مثال : ما مىدانيم كه چون شب مىرسد ، ظلمت جهان را فرا مىگيرد و ديگر براى انجام امور چشمان ما كار نمىكند ، و ما نياز داريم كه بعضى از چيزها را ببينيم ، و نيز مىدانيم كه چون خورشيد طلوع كند ، اين ظلمت از بين مىرود و جهان روشن مىشود و در آن وقت نياز به چيزى كه با آن ببينيم نداريم . و بنابراين چون شب فرا مىرسد ارادهء ما به روشن كردن چراغ تعلّق مىگيرد ، و چون شب به پايان مىرسد ارادهء ما به خاموش كردن چراغ تعلّق مىگيرد ، در اين فرضيّه مىبينيم كه علم و ارادهء ما هيچ گاه تغيير و تبديل ندارد ؛ آنچه متغيّر و متبدّل است معلوم و مراد است ، كه از منطبقٌ عليه بودنشان براى علم و اراده تغيير پذيرفته‌اند . و البتّه اراده بايد انطباق بر مراد داشته باشد ، نه هر مرادى ، بلكه همان مرادى كه اين اراده به آن تعلّق گرفته است . و علم بايد انطباق بر معلوم داشته باشد ، نه هر معلومى ، بلكه خصوص همان معلومى كه اين علم به آن تعلّق گرفته است . و در اينجا مىبينيم كه اين اراده و علم هيچ گاه از انطباقشان بر

--> ( 1 ) قسمتى از آيه 64 ، از سورهء 5 : المائدة