السيد محمد حسين الطهراني
337
معاد شناسى (فارسى)
شفيع أعْلَى حالًا و أرْفَعُ مَنْزِلَةً مِنَ الْمَشْفوعِ لَهُ است ؛ يعنى در هر حال شفاعت وقتى متحقّق مىشود كه درجه و منزلت شفيع در نزد مشفوعٌ عنده ، بهتر از مشفوعٌ له بوده باشد . « 1 » » كلام قاضى عياض دربارهء شفاعت مجلسى رضوان الله عليه ، در « بحار » پس از نقل كلام خواجه و علّامه گفته است : « نَوَوى در « شرح صحيح مسلم » آورده است كه قاضى عَياض گفته است : مذهب اهل سنّت بر جواز شفاعت است عقلًا ، و بر وجوب و لزوم آن شَرعاً و سَمعاً ؛ طبق آيات صريحه ، و خبر راستين . و از آثار و اخبارى كه مجموعاً به حدّ تواتر رسيده است ، صحّت شفاعت در آخرت ، براى گناهكاران مؤمنين به دست مىآيد . و سلف صالح و كسانى كه پس از آنها آمدهاند از اهل سنّت بر مسألهء شفاعت اجماع دارند . امّا خوارج و بعضى از معتزله شفاعت را قبول ندارند و در اين اعتقاد به مذهب خود در مخلّد بودن گناهكاران در آتش تمسّك نمودهاند ؛ و از جمله استدلال كردهاند به اين آيه : فَما تَنْفَعُهُمْ شَفاعَةُ الشَّافِعِينَ . « 2 » و أمثال اين آيه ؛ و اين آيات دربارهء كفّار است . و امّا تأويلى كه در آيات شفاعت بدين گونه نمودهاند كه راجع به زيادى درجات و مقامات است نيز صحيح نيست ، و الفاظ جملات در كتاب و سنّت در بطلان اين طرز تفكّر صراحت دارد ، و صريح
--> ( 1 ) « شرح تجريد » قوشجى ، بحث معاد كه آخر كتاب است . ( 2 ) آيه 48 ، از سورهء 74 : المدّثّر